مجموعه «تلاش مذبوحانه» شامل داستان‌هایی از نویسندگان مطرح جهان با ترجمه مهرداد وثوقی منتشر شد. به گفته وثوقی هدف این مجموعه، آشنا کردن مخاطب با داستان‌های جهان و سبک نویسندگان بزرگ است.

تلاش مذبوحانه


به گزارش ایبنا، مجموعه «تلاش مذبوحانه» شامل داستان‌های کوتاه نویسندگانی چون ویلیام فاکنر، موریس مترلینگ، توفیق‌الحکیم مصری، جبران خلیل جبران و برخی دیگر از مشاهیر داستان‌نویسی جهان است.

در این مجموعه، 26 داستان کوتاه آمده که از آن میان می‌توان به آثاری چون «اندوه» از ویلیام فاکنر، «شیفته گل» نوشته موریس مترلینگ، «کریسمس و جشن ازدواج» اثر داستایفسکی، «خوشحالی» نوشته آنتوان چخوف، «گربه سیاه» از آلن‌پو و «گردنبند» اثر سامرست موآم اشاره کرد.

وثوقی با بیان این‌که هیچ ترتیب خاصی در چینش این داستان‌ها مطرح نبوده گفت: عنوان این کتاب برگرفته از داستانی است نوشته کولین هوارد، خبرنگار آمریکایی که داستان‌های کوتاهی نیز منتشر کرده است.

مترجم کتاب در ادامه اضافه کرد: در این مجموعه سعی کردیم داستان‌های کوتاه و جذاب نویسندگان بزرگ را در کنار هم جمع کنیم تا خواننده در کنار این‌که بتواند طعم داستان کوتاه را بچشد، از خواندن داستان‌های کوتاه نویسندگان بزرگ هم لذت ببرد. هدف ما از ارایه این مجموعه این بود که اگر نویسنده‌ای نمی‌تواند اثر بلندی چون «جنگ و صلح» را بخواند، با خواندن داستان کوتاهی از تولستوی با سبک نگارشی این نویسنده مطرح جهان آشنا شود.

علاوه بر مجموعه «تلاش مذبوحانه»، اثری دیگر هم با نام «مروارید عشق» با ترجمه وثوقی راهی بازار شده که مخاطب را با داستان‌هایی دیگر از نویسندگان جهان آشنا می‌کند.

از این مترجم تاکنون آثاری چون «کتاب سرنوشت» اثر کارلوس باریوس، «ذره‌ای ایمان داشته باش» نوشته میچ آلبوم و «طلسم گمشده» از دن براون منتشر شده است.

مجموعه داستان «تلاش مذبوحانه» با ترجمه مهرداد وثوقی و شمارگان هزار نسخه، در 210 صفحه و به بهای پنج هزار و پانصد تومان از سوی نشر «گل‌ آذین» منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

حکومتی که بنیادش بر تمایز و تبعیض میان شهروندان شکل گرفته است به همان همبستگی اجتماعی نیم‌بند هم لطمات فراوانی وارد می‌کند... «دولت صالحان» همان ارز زبان‌بسته را به نورچشمی‌ها، یا صالحان رده پایین‌تر، اهدا می‌کند... مشکل ایران حتی مقامات فاسد و اصولا فساد نیست. فساد خود نتیجه حکمرانی فشل، نبود آزادی و اقتصاد دولتی است... به فکر کارگران و پابرهنگان و کوخ‌نشینانید؟‌ سلمنا! تورم را مهار کنید که دمار از روزگار همان طبقه درآورده است، وگرنه کاخ‌نشینان که کیف‌شان با تورم کوک می‌شود ...
عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...