کتاب داستانی «بهار خاکستری» [ربیع فی‌‌ الرماد] نوشته زکریا تامر [Zakaria Tamer] با ترجمه غلامرضا امامی توسط انتشارات کتاب تداعی منتشر و راهی بازار نشر شد.

بهار خاکستری» [ربیع فی‌‌ الرماد] نوشته زکریا تامر [Zakaria Tamer

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب، شامل ۱۱ داستان کوتاه از زکریا تامر نویسنده سوری الاصل ساکن انگلستان است.
تامر یکی از نویسندگان داستان کوتاه و مهم در جهان عرب و یک روزنامه نگار شناخته شده در جهان به شمار می‌رود. آثار داستانی کوتاهش، اغلب اغلب تمی سوررئالیستی علیه ستم و استثمار سیاسی یا اجتماعی دارند. و شهرت آنها به واسطه پیچیدگی در عین ساده بودن است. آنها اغلب یک لبه تیز دارند و بسیاری از داستان‌های زکریا تامر با بی عدالتی افراد به یکدیگر، ستم فقرا توسط ثروتمندان است و مشکلات سیاسی و اجتماعی جوامع در آن مطرح می شود. تامر توانست در سال ۲۰۰۹، جایزه ادبیات بین‌المللی مونترال Blue Metropolis را از آن خود کند.

نسخه فارسی «بهار خاکستری» همراه مقدمه نویسنده برای ترجمه فارسی منتشر شده است. تامر در بخشی از این مقدمه می‌نویسد:

بهارهرسال به دیدار زمین انسان‌ها می‌آید و با سخاوت بسیار دیدار زمین انسان‌ها می‌آید و با سخاوت بسیار هدیه‌های خود را به زمین می‌بخشد. هدیه‌هایش را به همه پیشکش می‌کند، به بزرگ و کوچک، ثروتمند و تهیدست، ستمگر و ستمدیده، قاضی مغرور و محکوم ذلیل. اما خوارشدگان بینوای زمین شوقشان را برای بهاری دیگر از دست نمی‌دهند، بهاری که صحرای ستمدیدگان را با شکوفه‌هایش بپوشاند و نانش را میان همه تقسیم کند. آن نان، آزادی است، نانی که امیران ستمگر فاسد را به خاکستری تبدیل خواهد کرد. هر ادبیاتی آگاهانه و ناگزیر باید انسان را در بهار و خزانش، در شکست و پیروزی‌هایش بررسی کند زیرا که سرور و بنده، قاتل و مقتول، آغاز و پایان همانا انسان است.پیشکش می‌کند، به بزرگ و کوچک، ثروتمند و تهیدست، ستمگر و ستمدیده، قاضی مغرور و محکوم ذلیل. اما خوارشدگان بینوای زمین شوقشان را برای بهاری دیگر از دست نمی‌دهند، بهاری که صحرای ستمدیدگان را با شکوفه‌هایش بپوشاند و نانش را میان همه تقسیم کند. آن نان، آزادی است، نانی که امیران ستمگر فاسد را به خاکستری تبدیل خواهد کرد. هر ادبیاتی آگاهانه و ناگزیر باید انسان را در بهار و خزانش، در شکست و پیروزی‌هایش بررسی کند زیرا که سرور و بنده، قاتل و مقتول، آغاز و پایان همانا انسان است.

ترجمه فارسی «بهار خاکستری» با تصاویری از محسن وزیری همراه است.

این‌کتاب با ۹۶ صفحه و قیمت ۵۳ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ................

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...