کتاب «جوجه بغلی» [Bird hugs] نوشته‌ جد آدامسون [Ged Adamson] با ترجمه‌ مریم عظیمی به‌تازگی از سوی انتشارات مهرسا چاپ شده است.

جوجه بغلی» [Bird hugs] نوشته‌ جد آدامسون [Ged Adamson]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، داستان درباره‌ جوجه‌ای است که با بقیه‌ پرنده‌ها فرق دارد. برنارد شبیه پرنده‌های معمولی نیست، بال‌های او خیلی‌خیلی بلند هستند تا حدی که نمی‌تواند پرواز کند. او همیشه غصه می‌خورد تا اینکه بعد از مدت‌ها اتفاقی می‌افتد و او یکی از توانایی‌های مهمش را کشف می‌کند، یک استعداد پنهان.

جد آدامسون، نویسنده و تصویرگر با استفاده از تکنیک آبرنگ تصاویر بسیار جذابی برای این کتاب ارائه می‌دهد رنگ‌ها بسیار ملایم و زنده هستند و این نکته با موضوع کتاب که مهربانی و ستایش دوستی است هم‌خوانی دلپذیری داشته باشد و کتاب را از سایر کتاب‌های کودک متمایز می‌کند.

کتاب «جوجه بغلی» به درک تفاوت‌های فردی و کشف استعدادها می‌پردازد؛ چراکه استقبال و ارج‌ نهادن به این تفاوت‌هاست که ما را به سر منزل مقصود و یا حتی فراتر از آن می‌رساند؛ مانند جوجه بغلی که با ویژگی متمایز خود توانست از جامعه‌ پرندگان فراتر برود.

«جوجه بغلی» در 36 صفحه، با شمارگان 1500 نسخه و به‌بهای 27 هزار تومان از سوی انتشارات مهرسا منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جستجوی یک دوچرخه‌ی دزدیده‌شده بهانه‌ای به دست نویسنده می‌دهد تا از بیکاری در کشوری سخن گوید که نیم قرن است از این درد رنج می‌کشد... در این رهگذر، محله‌های فقیر و مردمان آن توصیف شده‌اند: دزدان و همدستان آنها، روسپیان و پااندازان، و تاجران مشکوک... شخصیت اصلی داستان سعی می‌کند که پلیس را درگیر این داستان کند، اما کاملاً شکست می‌خورد... با وساطت روسپی می‌تواند دوچرخه‌اش را دوباره از دزد خریداری کند ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...