کتاب "اخبار عجیب و حکایات غریب" نوشته "هرمان هسه " برنده جایزه نوبل سال 1948 با ترجمه "محمد بقایی ماکان" توسط انتشارات تهران منتشر شد.

"محمد بقایی ماکان" در گفت و گو با ایلنا گفت: کتاب "اخبار عجیب و حکایات غریب" شامل 8 داستان کوتاه است که زمینه مشترک آنها , کند و کاو در شخصیت و ویژگی‌‏های انسان معاصر است. آدم‌های این حکایات هم تجسم امیال و ظرایف روح انسان است.

وی تصریح کرد: نویسنده در داستان‌های این مجموعه همانند بسیاری از نوشته‌هایش برای بیان اندیشه‌‏های خود تنها به واقعیت ها نمی‌‏پردازد، بلکه همیشه به عالمی دیگر و به جهان تخیل نیز نقب می زند و حقیقی را که به دنبال آن است نهایتا از طریق اشراق عرضه می‌‏کند و این احساس عمیق را به خواننده خود منتقل می‌‏سازد که در پس این ظواهر چیزی هست.

 این محقق اقبال شناس با بیان این مطلب که تا کنون 10 اثر دیگر از این نویسنده را به همراه پنج نقد به فارسی برگردانده است، گفت‌‏: برخی از این کتاب‌‏ها به زودی توسط انتشارات "نگاه" تجدید چاپ خواهند شد.

وی درباره دلیل انتخابات و ترجمه این آثار اظهار داشت‌‏: من زمانی که در آمریکا به سر می‌‏بردم دریافتم که آثار او بسیار مورد توجه آمریکایی‌‏ها قرار گرفته است، وقتی چند داستان او را خواندم از شیوه تفکر او لذت بردم و زمانی که قصد بازگشت به ایران را داشتم کتاب‌‏های او را با خود به ایران آوردم و به تدریج آثار او را ترجمه کردم.

 ماکان گفت‏ :ضمن تحقیق و تفحص در حوزه اقبال شناسی پی بردم که "هرمان هسه"، یکی از ستایندگان "اقبال" است و همین موضوع نیز موجب علاقه و دلبستگی بیشتر من نسبت به "هرمان هسه" شد و کارم سرعت بیشتری گرفت.

 شایان ذکر است، کتاب "اخبار عجیب و حکایت غریب" در 300 صفحه ، تیراژ 1000 نسخه و با قیمت 30000 ریال توسط انتشارات "تهران" منتشر شده است .

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...