رمان «کارگران فصلی» [Les Jango] نوشته عبدالعزیز برکه ساکن [Abdelaziz Baraka Sakin]، نویسنده سودانی جایزه ادبیات عرب در فرانسه [Prix de la littérature arabe] را از آن خود کرد.

کارگران فصلی [Les Jango]  عبدالعزیز برکه ساکن [Abdelaziz Baraka Sakin]جایزه ادبیات عرب در فرانسه [Prix de la littérature arabe]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، جایزه ادبیات عرب در فرانسه دیروز (9 نوامبر) عبدالعزیز برکه ساکن، نویسنده اهل سودان را برای رمان «کارگران فصلی» به عنوان برنده خود در سال 2020 معرفی کرد.

رمان «کارگران فصلی» چهارمین رمان نویسنده سودانی، روایتگر مصیبت‌ها و دردهای کارگران فصلی در قاره افریقا است که توسط خاویر لوفین به زبان فرانسه ترجمه شده است. این کتاب در سال 2009 به زبان عربی منتشر و در همان سال نیز برنده جایزه ادبی طیب صالح شد و سپس جزو کتب ممنوعه در سودان قرار گرفت.

رئیس هیئت داوران ضمن تحسین ترجمه درخشان رمان درباره آن گفت «شوخ‌طبعی نویسنده و داستان خارق‌العاده او حتی در قلب تاریکی به ماجراجویی بزرگ انسانی و جهانی می‌پیوندد.»


نویسنده سودانی درباره موفقیت رمانش گفت «دریافت چنین جایزه معتبری که نویسندگان مهمی چون جبور الدویهی و سنان انطون پیش‌تر آن را برنده شده‌اند نشانه موفقیت این رمان است و فکر می‌کنم جایزه در زمان مناسبی اتفاق افتاد؛ زیرا رمان از مدارای مذهبی، عشق و انسانیت می‌گوید و ما اکنون در جهانی زندگی می‌کنیم که به خاطر مبارزات خشونت‌آمیز هویتی از هم گسیخته شده. این جایزه هم‌چنین به منزله حمایت اخلاقی و مادی از مبارزه من از یک تبعید به تبعید دیگری است.»

عبدالعزیز برکه ساکن در سال 1963 در شهر کسلا در شرق سودان متولد شد و اکنون در شهر مون پولیه فرانسه در تبعید به سر می‌برد. رمان‌های «عاشق بادیه‌نشین»، «موسیقی استخوان»، «خاکستر آب» و مجموعه داستان «در حاشیه پیاده‌رو» چند نمونه از آثار این نویسنده عرب است که علی‌رغم کیفیت ممتاز به علت وجود لهجه و گویش سودانی در مکالمات بین شخصیت‌های داستان و دشواری در ترجمه، تاکنون تعداد کمی از آن‌ها به زبان‌های دیگر برگردانده شده است.

سال گذشته محمد عبدالنبی، نویسنده مصری برای رمان «اتاق عنکبوت» موفق شد جایزه ادبیات عرب در فرانسه را در سال 2019 برنده شود.

هیئت داوران این جایزه همچنین از رمان «علف‌های هرز» اولین رمان دیما عبدالله، نویسنده لبنانی که جزو نامزدهای نهایی برای دریافت این جایزه بود تقدیر کردند.

جایزه ادبیات عرب در سال 2013 توسط موسسه جهان عرب و بنیاد ژان-لاک لاگاردر تاسیس شد. این جایزه که ارزش مالی آن 10 هزار یورو است تنها جایزه فرانسوی است که از آفرینش ادبی عرب تقدیر می‌کند و به اثری از نویسنده عرب که به زبان فرانسه نوشته یا ترجمه شده باشد جایزه می‌دهد. ترویج و انتشار ادبیات عرب در فرانسه هدف بنیانگذاران این جایزه است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...