کتاب «مسافران وطن» نوشته سعید علامیان، شامل مجموعه خاطرات ۴۷ آزاده خط لوله نفت کشور است که ‏طی هشت سال دفاع مقدس به منظور حفظ و نگهداری لوله‌های انتقال نفت از پالایشگاه‌ها تلاش می‌کردند.

به گزارش ایسنا،مراسم رونمایی کتاب «مسافران وطن»، امروز در سالن همایش شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی ایران برگزار شد‎.

در این مراسم،قاسم عرب یارمحمدی مدیرعامل جدید شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران گفت:در جریان جنگ تحمیلی،فعالیت‌های این شرکت مورد توجه شدید دشمن قرار داشت و به همین خاطر ۳۲ بار مورد بمباران دشمن قرار گرفت و ۲۵ شهید تقدیم کردیم.

وی افزود:این شرکت در دوران دفاع مقدس ۵۱ اسیر،۲۹۴ جانباز و ۲۳۲ ایثارگر تقدیم انقلاب کرد.

در ادامه مراسم،خالقی مشاور وزیر نفت گفت: اسرای ایران در طول دوران اسارت هیچگاه از خودشان ضعفی در برابر دشمن نشان ندادند و بنابراین هر یک از آزادگان مجموعه‌ای از خاطرات هستند اما متاسفانه ادبیات اسارت به خوبی مورد توجه قرار نگرفته است.این در حالی است که محصولات فرهنگی و هنری زیادی از جمله فیلم و کتاب از اسرای جنگ‌های جهانی اول و دوم تولید شده است.

علی اصغر سالمی مدیر منابع انسانی  شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران نیز دراین مراسم گفت: پروژه بعدی تولید کتاب به جانبازان بالای 50 درصد تعلق دارد و سپس به سراغ جانبازان زیر 50 درصد خواهیم رفت. نخستین کاری کتابی ما چاپ کتاب مصاحبه با خانواده‌های 28 شهید این شرکت در سال 1394 بود.

در پایان این مراسم، کتاب مسافران وطن با حضور محسن مومنی رئیس حوزه هنری،سردار فتح‌الله جعفری و مسئولان شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران رونمایی و از آزادگان این شرکت تجلیل شد.

«مسافران وطن» در 452 صفحه توسط دفتر ادبیات و هنر مقاومت تهیه و در انتشارات سوره مهر منتشر شده است.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...