بعداز انتشار پرونده‌ای متصل از خاطرات  آیت الله هاشمی رفسنجانی در سال‌های ابتدایی انقلاب و دوران جنگ تحمیلی، این‌بار جلد جدیدی از این مجموعه با نام «آرامش بعد از طوفان» که وقایع سال 1368 را شامل می‌شود، در دست انتشار است.

محسن هاشمی (فرزند آیت‌الله هاشمی رفسنجانی) ضمن اعلام این خبر به ایلنا گفت: ویرایش‌های نهایی بر کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی-1368 انجام شده و درحال حاضر مشغول کارهای فنی از قبیل افزودن تصاویر و اسناد به متن کتاب هستمی و پس از آن؛ کتاب را بلافاصله جهت اخذ مجوز ارسال خواهیم کرد.

وی ضمن بیان این‌مطلب که به احتمال زیاد، خاطرات سال‌ 68 نیز همچون سال‌های پیش، در نمایشگاه کتاب تهران رونمایی می‌شود، درمورد موضوع کتاب افزود: کتاب «آرامش بعد از طوفان» شامل خاطرات روزنوشت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در سال پرحادثه 1368 است. این کتاب در 800 صفحه با بیش از 200 سند و عکس در دفتر نشر معارف انقلاب تهیه و آماده انتشار است.

هاشمی ادامه داد: در کتاب خاطرات سال 1368، ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی(ره) انتخاب رهبر جدید جمهوری اسلامی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای توسط مجلس خبرگان رهبری، ‌انتخابات ریاست جمهوری و آغاز به‌کار دولت سازندگی، استعفای آیت‌الله منتظری از سمت قائم‌مقام رهبری، سفر مهم و استراتژیک آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به مسکو به دعوت میخائیل گورباچف رهبر اتحاد جماهیر شوروی، سفر نیکلای چائوشسکو رئیس جمهور معدوم رومانی به تهران و دهه‌ها موضوع جالب و جذاب دیگر ذکر شده است.

سه روزنوشت مهم از کتاب منتشر نشده‌ کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی-سال 1368 به قرار زیر است:

10 خرداد 1368
سری به بیت امام زدم، دکترها و اطرافیان راضی بودند و احمدآقا نگران بود و برای تعجیل در اتمام کار بازنگری قانون اساسی تاکید داشت. کنار تخت امام ایستادم و دستم را روی دستشان گذاشتم. انگشت شست من را گرفتند و با کلمات مقطع فرمودند: در بازنگری قانون اساسی تسریع شود و سپس چشمانشان را باز کردند و شمرده با صدای ضعیف اضافه کردند اگر متحد باشید انقلاب پیشرفت می‌کند، مکثی کردند و ادامه دادند: به خصوص شما و آقای خامنه‌ای نگذارید خناسان بین شما و ایشان فتنه کنند.
به مجلس رفتم و کارها را انجام دادم آقای ری‌شهری آمد و گزارش‌های اطلاعاتی داد و پیشنهاد داشت در بازنگری قانون اساسی،‌ وزارت اطلاعات زیرنظر رهبر باشد و یا سازمان شود که به مجلس برای تایید نیاید. وزیر نفت آمد؛ گزارش سفر داد و درباره طرح جدید عربستان درمورد قیمت نفت اوپک مشورت کرد. نگران بود که باز توطئه‌ای علیه ما باشد. گزارش‌هایی درباره صنایع نفتی داد و بر لزوم کم کردن تیرگی روابط با غرب تاکید داشت.

18 تیر 1368
جمعی از نمایندگان که گروه مستقل را در مجلس تشکیل داده‌اند و درحدود شصت نفر هستند، آمدند و خواستار کمک به آنها در انجام وظایف شدند. برایشان مفصلا صحبت کردم. عصر شورای بازنگری قانون اساسی جلسه داشت. بعداز جلسه با آیت‌الله خامنه‌ای جلسه کوتاهی داشتیم. به خاطر کسالت ایشان جلسه امشب را لغو کردیم قرار شد به شورای نگهبان توصیه کنیم که تعداد بیشتری از نامزدهای ریاست جمهوری را ذیصلاحیت معرفی کنند که انتخابات جلوه بیشتری داشته باشد. امروز فقط من و آقای دکتر شیبانی را صالح معرفی کرده‌اند. آقای کروبی هم آمد در همین خصوص اصرار داشت و از شورای نگهبان به خاطر عدم توجه به مسایل سیاسی انتقاد کرد.
آقای کمالی نماینده تهران و مسئول خانه کارگر آمد و اجازه خواست که خانه کارگر به نفع من تبلیغ کنند مرتبا از سراسر کشور تقاضای تشکیل ستاد تبلیغات می‌رسد و جواب من این است که تبلیغات ندارم. می‌خواهم تکیه روی اصل شرکت در انتخابات باشد. عفت که بر سر مزار امام رفته بود؛ دیر آمد و از شیوه تدارک انتقاد داشت.

30 آذر 1368
آقای ری‌شهری آمد ازضعف قوه قضاییه گفت و درباره تعزیرات حکومتی سوالاتی داشت. راجع به مشکلات وزارت اطلاعات در وزارت آقای فلاحیان گفت و تقویت آن را خواست به آقای محمدخان گفتم که در فرودگاه مزاحم مسافران زن که همراه خود زیورآلات در حد معمولی دارند؛ نشوند. معمولا سخت گیری‌های غیرمفید می‌شود.
به آقای ترکان گفتم برای همکاری موشکی با رومانی اقدام شود، به وزیر نفت گفتم در خرید دستگاه حفاری، انتقال تکنولوژی را فراموش نکند. اطلاع داد که آتش‌سوزی نفتکش خارک در اقیانوس اطلس مهار شده است. عصر آقای شهبازی برای امور ارتش آمد. آقای ناطق نوری مسئول بازرسی دفتر رهبری آمد و چند گزارش بازرسی داد.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...