روزنامه جام جم  به مناسبت بزرگداشت صدمین سالگرد نهضت مشروطه و یکصدمین سالگرد قمری شهادت شیخ فضل الله نوری از امروز(2/5/85) تا پایان مرداد ماه صفحه‌ای به نام "مشروطه" منتشر خواهد کرد.

به گزارش کتاب نیوز، علی ابوالحسنی(منذر) سرپرستی و نظارت علمی این صفحه را به عهده دارد.

ابوالحسنی در گفتگوی کوتاه با خبرنگار کتاب نیوز ضمن بیان این نکته درخصوص این ویژه‌نامه  گفت: با صحبت هایی که از سوی دوستان در روزنامه جام جم و موسسه تاریخ معاصر ایران داشتیم، صدمین سالگرد مشروطه را بهانه خوبی برای یک کار منظم و علمی در حوزه‌ی ژورنالیسم تاریخی دانستیم.

ابوالحسنی در ادامه افزود: از سوی دیگر کارهایی که از سوی برخی از مطبوعات دراین‌باره صورت گرفت، هرچند دورخیز و شروع خوبی داشت ولی در ادامه از حیث کیفی تنزل کرد، تا جائیکه در بسیاری موارد شاهد تحریف و دروغ بافی‌های تاریخی عده‌ای فرصت طلب بودیم.

صفحه مشروطه دارای بخش‌های ثابتی از جمله سرمقاله – نقد تاریخ‌نگاری مشروطه - رسائل مشروطه و  مقاله های وارده خواهد بود.

در بخشی از ستون نقد تاریخ نگاری مشروطه به قلم ابوالحسنی می خوانیم: « استاد محیط طباطبایی مدعی بود که خرمن تاریخ ایران را، "مجموعه‌ای از دروغهای راست نما" پر کرده و او 50 سال روی آن کار کرده تا بتواند از این دروغها بکاهد.
محقق دیگر، دکتر منصوره اتحادیه ، می نویسد: تاریخ انقلاب مشروطیت "بارها موضوع پژوهش‌های تاریخ، و وقایع آن مایه سخن پردازی نویسندگان و شاعران شده، اما هنوز تحقیق و تحلیلی جامع و عمیق در همه جوانب سیاسی و اجتماعی آن به عمل نیامده است. راستی آنکه ملاحظات سیاسی مذهبی، اغراض شخصی و تمایلات گوناگون نویسندگان و پژوهشگران، تاریخ‌نگاری این دوره را دچار ضعف و کاستی و نادرستی و اغراق و چشم‌پوشی از برخی افکار و مواضع کرده است".


ابراهیم صفایی، پژوهشگر تاریخ قاجار و مشروطه ، نیز معتقد است: "در تاریخ ایران هیچ فصلی چون فصل تاریخ قاجاریه آلوده با شبهات و اغراض نیست" و انتشار اسناد منتشر نشده و دست اول آن روزگار توسط او، "بسیاری از حقایق را بی پرده نشان داد و بسیاری از داوریهای ناروای شایعه نویسان را محکوم کرد".
بعضی از محققان، همچون محمد ترکمان، هم مواردی از افسانه‌پردازی‌ها، غرض ورزی ها، و نیز سرقتهای موجود در تاریخنگاری های مشروطه را به طور مستند برملا کرده‌اند. در واقع باید گفت که وجود اخبار کذب، شایعات دروغ، تحلیلهای غلط و در یک کلام تحریف واقعیات در کتب تاریخ معاصر ایران، به ویژه تواریخ منسوب به مشروطیت، اجمالا امری مسلم و انکارناپذیر و مورد اتفاق همگان است.

دکتر علی ابوالحسنی در ادامه اظهار داشت: در این زمینه در آینده شاهد مطالبی خواهید بود که با متون منتشره تاکنون تفاوت خواهد داشت و شاید بتوان نام کشف‌های تاریخی را برآن نهاد.

این نویسنده و محقق تاریخ پژوه در پایان گفت: اخیرا شاهد بودیم که برخی از دوستان تاریخی ما در مصاحبه‌ها و اظهارنظر‌ها، تاریخ‌نگاران متعهد را متهم به موضع‌گیری در برابر تاریخ مشروطه کردند. این صفحه در همین مدت کم نشان خواهد داد که نگاه مورخینی که فارغ از حب و بغض و اغراض سیاسی خاص به مطالعه و تحقیق در این زمینه پرداخته‌اند، تا چه حد جدی و دقیق خواهد بود.

علاوه بر تیتر یک این صفحه که هر روز با عنوان "مقاله وارده" به مقاله ای از صاحب نظران و اندیشمندان حوزه تاریخ اختصاص دارد، ستون هایی با عناوین یادداشت، نکته، وقایع اتفاقیه، رسائل مشروطه، خاطره و نقد دیگر مطالب این صفحه را تشکیل می دهند. حجت الاسلام دکتر علی ابوالحسنی، دکتر موسی نجفی، دکتر داوود مهدوی زادگان، مظفر نامدار، دکتر موسی حقانی، دکتر احسان نراقی، حسینعلی نوذری و... از جمله نویسندگان این صفحه خواهند بود.      

تلاش و رنج یک هنرمند برای زندگی و ارائه هنرش... سلاح اصلی‌اش دوربین عکاسی‌اش بود... زندانی‌ها هویت انسانی خود را از دست می‌دادند و از همه‌چیز تهی می‌شدند... وقتی تزار روسیه «یادداشت‌هایی از خانه مردگان» را مطالعه کرد گریه‌اش گرفت و به دستور او تسهیلاتی برای زندان‌های سیبری قایل شدند... نخواستم تاریخ‌نگاری مفصلی از اوضاع آن دوره به دست بدهم... روایت یک زندگی ست، نه بیان تاریخ مشروطیت... در آخرین لحظات زیستن خود تبدیل به دوربین عکاسی شد ...
هجوِ قالیباف است... مدیرِ مطلوبِ سیستم... مدیری که تمامِ بهره‌اش از فرهنگ در برداشتی سطحی از دو مفهومِ «توسعه» و «مذهب» خلاصه می‌شود... لیا خودِ امیرخانی‌ست که راوی‌اش این‌بار زن شده‌است تا برای تهران مادری کند؛ برای پسربچه‌ی معصومی که پیرزنی بدکاره است در یک بن‌بستِ سی‌ساله... ما را به جنگِ اژدها می‌برد امّا می‌گوید تمامِ سلاحم «چتربازی» است و «شاش بچّه» و... کارنامه‌ی امیرخانی و کارنامه‌ی جمهوری اسلامی بهترین نشان‌دهنده‌ی تناقض در مسئله‌شان است ...
بازخوانی ماجراهای چپ مارکسیست- لنینیست که از دهه ۲۰ در ایران ریشه دواند... برای انزلی و بچه‌های بندرپهلوی تاریخ می‌نویسد... تضاد عشق و ایدئولوژی در دوران مبارزه... گاهی قلم داستان‌نویسانه‌اش را زمین می‌گذارد و می‌رود بالای منبر وعظ. گاهی لیدر حزب می‌شود و می‌رود پشت تریبون. گاه لباس نصیحت‌گری می‌پوشد... یکی از اوباش قبل از انقلاب عضو کمیته می‌شود... کتاب پر است از «خودانتقادی» ...
آیا می‌توان در زبان یک متن خاص، راز هستی چندلایه و روزمره‌ انسان عام را پیدا کرد؟... هنری که انسان عام و مردم عوام را در خود لحاظ کرده باشد، به‌لحاظ اخلاقی و زیباشناسانه برتر و والاتر از هنری است که به عوام نپرداخته... کتاب خود را با نقدی تند از ویرجینیا وولف به پایان می‌برد، لوکاچ نیز در جیمز جویس و رابرت موزیل چیزی به‌جز انحطاط نمی‌دید... شکسپیر امر فرازین و فرودین را با ظرافتی مساوی درهم تنید، اما مردم عادی در آثار او جایگاهی چندان جدی ندارند ...
با دلبستگی به دختری به‌ نام «اشرف فلاح» که فرزند بانی و مؤسس محله است، سرنوشتِ عشق و زندگی‌اش را به سرنوشت پرتلاطم «فلاح» و روزگار برزخی حال و آینده‌اش گره می‌زند... طالع هر دویشان در کنار هم نحس است... زمینی برای بازی خرده‌سیاست‌مدارها و خرده‌جاه‌طلب‌ها... سیاست جزئی از زندگی محله است... با آدم‌ها و مکانی روبه‌رو هستیم که زمان از آنها گذشته و حوادث تکه‌تکه‌شان کرده است. پوستشان را کنده و روحشان را خراش داده ...