مجموعه داستان «تب خواب» نوشته‌ فاضله فراهانی توسط نشر نیماژ به بازار کتاب عرضه شد.

به‌گزارش مهر، نخستین مجموعه داستان فاضله فراهانی که اغلب داستان‌هایش برگزیده جشنواره‌های مختلف ادبی کشور بوده‌اند در بخش «کتاب بوف» نشر نیماژ که به کتاب‌های چاپ شده این نشر در حوزه داستان ایرانی می‌پردازد منتشر شد و در دسترس علاقه‌مندان داستان ایرانی قرار گرفت.

«تب خواب» نخستین مجموعه داستان فاضله فراهانی است که در پانزده داستان گردآوری شده. تنوع مضمون؛ شخصیت و قصه‌پردازی از ویژگی‌های داستان‌های این مجموعه است. او توانسته ارائه پخته‌ای در پرداخت ایده‌های داستانی داشته باشد و از همین رهگذر داستان‌ها حاوی نکات و برجستگی‌های خواندنی فراوانی هستند.

«لباس مردانه برای تازه‌رفته»، «مواظب شوهرهایتان باشید»، «تب خواب»، «خال»، «چشم‌آبی»، «سحر-مریم-بهار»، «ازدواج سلطنتی»، گردن‌برنجی»، «زیر طاق آزادی» «صدای اذان می‌آید»، «یولانته به آسمان می‌رود»، «یاشیکای لنزدار مشکی»، «کافه‌پری»، «سیگارم، ترانه‌ام تویی» و «منظومه‌های عاشقانه» به‌ترتیب عناوین داستان‌های این کتاب را تشکیل می‌دهند که پیشتر بخش‌های کوتاهی از این داستان‌ها توسط نویسنده در فضای مجازی به‌اشتراک گذاشته شده و مورد استقبال قرار گرفته بود.

در بخشی از داستان «تب خواب» این مجموعه آمده است:
«حرف بزن بی‌پدر. حرف بزن!»
«نمی‌دانم چند وقت پیش بود؟ ده روز پیش؟ پانزده روز؟ تب خواب افتاده بود به جانم و حساب روز و ماهم در رفته. نمی‌دانم کی بود؟ سرم را گذاشته بودم زمین. چشم‌هایم را بسته بودم و به دوازده‌متری فکر می‌کردم که حوالی آزادی اجاره کرده‌بودم، روی تختش پروانه را کشیده بودم توی دست‌هایم. داشتم به چشم‌های پروانه فکر می‌کردم که صدای پای فرهاد آمد. حتم داشتم خودش است. صدای پایش هم سفت بود؛ شَق. شل نمی‌کرد خودش را.»

شمارگان این کتاب ۱۳۶ صفحه‌ای ۵۰۰ نسخه است و با قیمت پشت جلد ۱۴,۰۰۰ تومان به کتابفروشی‌ها رفته است.

لودویک یان، که به دلیل شوخی ساده‌­ای از حزب و دانشگاه اخراج شده و مجبور شده است که شش سال تمام در معادن زغال‌­سنگ کار کند، پانزده سال بعد وقتی با هلنا زمانووا، همسر رئیس سازمان حزبی دانشکده، روبرو می‌­شود، گمان می‌­کند فرصت انتقام را به چنگ آورده است ... لودویک آن زن را فریب می­‌دهد و در اختیار می‌­گیرد، اما به زودی خبردار می­‌شود که شوهر او دیگر با زنش زندگی نمی­‌کند. ...
از اوان‌ جوانی‌، سوسیالیستی‌ مبارز بود... بازمانده‌ای از شاهزاده‌های منقرض شده (شوالیه‌ای) که از‌ حصارش‌ بیرون‌ می‌آید و در صدد آن است که حماسه‌ای بیافریند... فرانسوای‌ باده گسار زنباره به دنیا پشت پا می‌زند. برای این کار از وسایل و راههای کاملا درستی استفاده نمی‌کند‌ ولی‌ سعی در بهتر شدن دارد... اعتقادات ما با دین مسیح(ع) تفاوتهایی دارد. و حتی نگرش مسیحیان‌ نیز‌ با‌ نگرش فرانسوا یا نویسنده اثر، تفاوتهایی دارد ...
فرهنگ و سلطه... صنعت آگاهی این اعتقاد کاذب را برای مردم پدید می‌آورد که آنها آزادانه سرنوشت خود و جامعه‌شان را تعیین می‌کنند... اگر روشنفکران از کارکردن برای صنعت فرهنگ سر باز زنند، این صنعت از حرکت می‌ایستد... دلش را خوش می‌کرد سلیقه‌اش بهتر از نازی‌هاست و ذهنیت دموکراتیک خویش را با خریدن آنچه نازی‌ها رو به انحطاط می‌خواندند، نشان دهد... در اینجا هم عده‌ای با یکی‌کردن ادبیات متعهد با ادبیات حزبی به هر نوعی از تعهد اجتماعی در ادبیات تاخته‌اند ...
دختر بارها تصمیم به تمام‌کردن رابطه‌شان می‌گیرد اما هر بار به بهانه‌های مختلف منصرف می‌شود. او بین شریک و همراه داشتن در زندگی و تنهابودن مردد است. از لحظاتی می‌گوید که در تنهایی گاهی به غم شدیدی دچار می‌شود و در لحظه‌ای دیگر با خود تصور می‌کند که شریک‌شدن خانه و زندگی از تنها بودن هم دشوارتر است و از اینکه تا آخر عمر کنار یک نفر زندگی کند، پیر شود، گرفتار هم شوند و به نیازها و خُلق و خوی او توجه کند می‌نالد ...
دکتر مجد در کتاب «قحطی بزرگ و نسل کشی در ایران» برای اولین بار اسناد مربوط به قتل عام بیش از 10 میلیون ایرانی در قحطی «عمدی» جنگ جهانی اول را با تکیه بر اسناد و مدارک و گزارش‌های آرشیو وزارت امور خارجه‌ی آمریکا و آرشیو روزنامه‌ها منتشر کرده است... در ایرلند مردم برای یادآوری جنایت بریتانیا در قحطی سیب‌زمینی؛ هر سال هفته‌ی بزرگداشت کشته‌شدگان قحطی دارند... ملت ایران به ققنوس تشبیه شده و به فاجعه عادت کرده است ...