«اگر داوران یک اثر احساس بکنند در معرض مواجهه صاحبان اثر قرار دارند تحفظ پیدا می‌کنند.» این دلیل دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی برای اعلام نشدن نام داوران نخستین دوره جایزه جلال آل‌احمد است.

به گزارش فارس، محمد‌رضا مخبر دزفولی در نشستی با نمایندگان رسانه‌ها در پاسخ به پرسشی درباره دلایل اعلام نکردن نام داوران جایزه جلال آل‌احمد، گفت: یکی از روش‌های جلوگیری از اعمال فشار به داوران یک اثر، اعلام نکردن نام آن‌هاست. (!)

مخبر افزود: اصل اینکه داوران یک اثر، چه علمی، چه ادبی، نامعلومند در همین امر نهفته است. چون داوران باید در بررسی و اظهار‌نظر کردن درباره اثری که داوری می‌کنند، احساس آرامش کنند.
به گفته وی، وقتی داوران در بررسی یک اثر معرفی شده باشند نویسندگان مستقیم و غیرمستقیم چون و چرا می‌کنند و این باعث می‌شود تحفظ بر اظهار‌نظر این داوران حاکم شود.
نخستین دوره جایزه جلال آل‌احمد آذر امسال همزمان با سالروز تولد این نویسنده برگزار شد که هیچ برگزیده‌ای در بخش‌های مختلف خود نداشت.

جایزه اصلی این جایزه اهدای 110 سکه بهار آزادی به هر یک از برگزیدگان بود.
بعد از برگزاری نخستین دوره این جایزه، رسانه‌ها از محمدعلی رمضانی، دبیر علمی این جایزه خواستار اعلام اسامی داوران شدند که وی این درخواست را رد کرد.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...