برگزیدگان بیستمین دوره جایره ادبی صادق هدایت معرفی شدند.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، در اطلاعیه این جایزه آمده است: در بیستمین دوره این مسابقه ادبی ۱۰۵۰ داستان‌ از سراسر کشور، افغانستان و تاجیکستان و ایرانیان مقیم اروپا، آمریکا و استرالیا شرکت کردند که در داوری مرحله اول تعداد ۲۷ داستان برتر شناخته شد.

در مرحله دوم داوری نیز ۴ داستان به عنوان برندگان نهایی این دوره انتخاب شدند که به این شرح اعلام می‌شوند:

نفر اول این دوره از مسابقه و بهترین داستان، داستان «ساعت شماطه‌دار» نوشته اکرم مولاوردی معرفی شد که به او تندیس صادق هدایت اهدا شد.

سه داستان دیگر که در رتبه دوم قرار گرفتند و لوح تقدیر به آن‌ها اهدا شد بدین قرار معرفی شده‌اند:

داستان «دغدغه چهارم» نوشته محمدمهدی صدرفراتی
داستان «مکتوب سیاه» نوشته فرهاد شرقی
داستان «ابراهیم در آتش» نوشته شهربانو شکیبامنش

بنیاد ادبی صادق هدایت از تمام داوران مرحله اول و دوم کمال قدردانی را دارد و برای تمام شرکت‌کنندگان و نویسندگان این دوره و همچنین برندگان نهایی‌، سلامتی و بهروزی را خواهان است.

به جهت رعایت سلامت، از گردهمایی خودداری می‌شود و مراسمی برگزار نخواهد شد.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...