هیات داوران بخش رمان جایزه احمد محمود برگزیده این‌بخش را معرفی کرد.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، پس از معرفی مجموعه‌داستان برگزیده سومین دوره جایزه احمد محمود که دیروز شنبه ۷ تیر اعلام شد، هیات داوران بخش رمان این‌جایزه، انتخاب برتر و نهایی خود را علام کردند.

قوها انعکاس فیلها برگزیده‌ی داوران احمد محمود پیام ناصر

هیات داوران سومین دوره جایزه احمد محمود ضمن تقدیر و اهدای لوح ویژه به رمان «پیاده» اثر بلقیس سلیمانی، کتاب «قوها انعکاس فیل‌ها» از پیام ناصر را به عنوان بهترین رمان منتشرشده در سال ۱۳۹۷ انتخاب کرد.

بیانیه هیئت داوران بخش رمان این‌جایزه به شرح زیر است:
«هیئت داوران، رمان «پیاده» اثر بلقیس سلیمانی را شایسته تقدیر می‌داند.
بلقیس سلیمانی در پیاده روایتی بومی از دوزخیان زمین ارائه میدهد. او به جای این که تکنیکهای ادبی و شگردهای داستانی را نقطه عزیمت خود قرار دهد، مهار روایت را به دست شخصیت‌پردازی قوی و ماندگار خود در قالب انیس می‌سپارد. با انتخاب مناسب و کاربست دقیق زاویه دید، برای اثر تراژیک خود فضای فاصله‌گیری خواننده را فراهم می‌آورد. «پیاده» شاهدی‌ست درخشان بر این امر که وقتی همه ارکان رمان در تسلط مطلق نویسنده باشد. دیگر انگار نه با اثری مصنوع بلکه با خودجوشی خلاق و طبیعی روایت سروکار داریم.
و رمان «قوها انعکاس فیلها» اثر پیام ناصر را برگزیده نهایی اعلام می‌کند.
رمان از بدو ظهور خود دستی بر خیال داشته است و پایی در واقعیت. حال خیال و واقعیت دستمایه رمان «قوها انعکاس فیلها»ست. پیام ناصر در این رمان معماریای از رویا و خیال را پیش روی خواننده می‌گذارد اما حاصل برخلاف انتظار گمگشتگی در برابر شگفتی‌های این وادی نیست بلکه حظ فکورانه خواننده است. نویسنده موفق شده است خیال را با برساخته‌های داستانی خود ماهرانه کنترل کند. هماهنگی بینش راوی با خط سیر روایت بر دلپذیری کار افزوده است. برخلاف نقص پایانبندی حتی بسیاری از رمان‌های موفق، پایان این رمان در طنزی فراوان بر کل اثر چفت و بست می‌زند و آن را مقاوم‌تر می‌سازد. اگر یکی از کارکردهای ادبیات این است که به ما یادآور شود که جهان چیزی بیشتر از این دارد، «قوها انعکاس فیلها» به شیوه بدیع و آمیخته با فانتزی و سرراستی این را می‌گوید. پیام ناصر موفق شده است در این رابطه تحسین‌برانگیزش از خیال و واقعیت، جهان خاص و یکتای خود را بیآفریند و این دستاورد کمی نیست.»

................ هر روز با کتاب ..............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...