به گزارش مهر، کتاب‌ «وقایع‌نگاری‌های الجزایر» توسط هانیه رجبی ترجمه شده و به عنوان دهمین اثر از مجموعه «ناداستان» نشر چشمه چاپ شده است.

این کتاب مجموعه‌ای از مقالات و نوشته‌های کامو را درباره الجزایر (موطن اصلی‌اش) در بر می‌گیرد که از سال ۱۹۳۹ تا ۱۹۵۸ نوشته شده‌اند. او در این نوشته‌ها تلاش کرده راوی روح الجزایر در دوره‌ای باشد که کشورش دچار فقر، جنگ‌های داخلی و اختلافات سیاسی است. بسیاری از نوشته‌های این کتاب پیش از چاپ در قالب این مجموعه، در روزنامه‌ها منتشر شدند و ناشر اثر در سال ۱۹۵۸ از کامو خواست آن‌ها را گردآوری و تدوین کند.

کتاب مورد نظر ۵ فصل دارد که هرکدام از کتاب اول تا پنجم نامگذاری شده‌اند: «کتاب اول: وقایع‌نگاری‌های الجزایر ۲۳»، «کتاب دوم: بحران در الجزایر ۷۳»، «کتاب سوم: الجزایر ازهم‌گسیخته ۱۰۳»، «کتاب چهارم: ماجراهای مزونسول ۱۳۹» و «کتاب پنجم: الجزایر ۱۹۵۸ ۱۴۹»

کامو در مقدمه کتاب درباره دوطرف درگیر در مجادلات الجزایر نوشته است: «آن‌گونه که خواننده این اثر به‌زودی متوجه خواهد شد، بارها و موکدا تکرار کرده‌ام که _اگر گوش شنوایی باشد _ هر دو طرف مخاصمه باید محکوم شوند. از همین بحث نتیجه گرفته‌ام که سخن گفتن در مذمت شکنجه‌های فرانسوی‌ها، میان جماعت منتقدی که هیچ حرفی درباره ملوزه یا مثله‌کردن کودکان اروپایی ندارند، سخت اشتباه است. بر همین اساس، محکوم کردن تروریسم نیز در مقابل مردمی که در اعماق وجودشان معتقدند باید شکنجه را تحمل کرد هم امری بیهوده است. متاسفانه واقعیت این است که بخشی از آرای عمومی در فرانسه، به‌شکلی نه‌چندان صریح، معتقدند که آدم‌کشی و مثله‌کردن حق اعراب است، در حالی که گروه دیگر نیز حاضرند برای توجیه افراطی‌گری علیه اعراب به هر دستاویزی چنگ بیاندازند. در نتیجه هریک از طرفین، با استناد به جنایت‌های دیگری، پی توجیه اعمال خود است.»

عناوین بخش اول این کتاب به این‌ترتیب‌اند: فقر، فقر (ادامه از فصل قبل)، دستمزدها، آموزش، آینده سیاسی، آینده اقتصادی و اجتماعی، نتیجه‌گیری. در «کتاب دوم: بحران در الجزایر» هم مخاطب با این فصول روبرو می‌شود: بحران در الجزایر، قحطی در الجزایر، کشتی‌ها و عدالت، رخوت سیاسی، جنبش دوست‌داران بیانیه و آزادی، نامه‌ای به یک الجزایری بیمار، نتیجه‌.

فقدان، میزگرد، وجدان آسوده، تسلیم حقیقی، استدلال‌های دشمن، اول نوامبر، آتش‌بسِ موقت برای غیرنظامیان، طرف آتش‌بس، فراخوانی برای آتش‌بس در الجزایر هم عناوین سومین بخش کتاب «وقایع‌نگاری‌های الجزایر» هستند. در بخش چهارم هم دو فصل نامه‌ای به لوموند و ممکلت را اداره کنید! درج شده و در بخش پنجم هم دو فصل الجزایر ۱۹۵۸ و الجزایر نوین چاپ شده‌اند.

این کتاب با ۱۶۰ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۲۴ هزار تومان منتشر شده است.

رمان به نظر من جعل است. جعل تاریخ، جعل زمان و... شما در رمان به کمک جعل است که یک دنیای متفاوت می‌سازید... پدرم اگرچه نمازش را همیشه به‌جا می‌آورد و حتی نماز شب هم می‌خواند، اما هیچ‌گاه پیشانی‌اش پینه نبست!... پاورقی‌خوان قهاری می‌شود. امیرعشیری، منوچهر مطیعی، ارونقی کرمانی... بهرام صادقی را اصلا قبول ندارد و می‌گوید که اصفهانی‌ها او را به ناحق برکشیده‌اند. به نویسندگی آل‌احمد اعتقادی ندارد و او را یک مقاله‌نویس سیاسی می‌داند ...
اگر جنگ برای مردم خاصه مردمِ رشت -که داستان در آنجا روایت می‌شود- فقر و بدبختی و قحط‌سالی به بار آورده است، اما این دو برادر سرشار از نعمت‌اند... احمدگل با رفتنش به دیدار ارباب دختر خودش را هم قربانی می‌دهد... کوته‌بینی و خودرأیی میرزا کوچک خان مانع این می‌شود که جنبش جنگل به انقلاب منجر شود... وارثان بی‌ثباتی‌های سیاسی و جنبش‌های ناکام بیش از هرکس فقرا هستند... داستان پُر از سبک زندگی است؛ سبک زندگی اواخر قرن گذشته ...
هیچ خبری از حجاب راهبه‌ها و سوگند خوردنشان نیست، درعوض آیرا از سنت روایت پیکارسک استفاده می‌کند... مرا آماده کرده‌اند که فرشته‌ باشم، فرشته‌ نگهبان همه‌ مجرمان، دزدها و قاتلان... این کارهای خوبی که در تنهایی و خیالاتش انجام می‌دهد، سزار را تبدیل به راهبه می‌کند. ولی، در زندگی واقعی، او یک دروغگوی قهار است... رمز و راز دروغگوی خوب‌ بودن را فاش می‌کند: «باید خیلی قانع‌کننده وانمود کنی که چیزهای واضح را نمی‌دانی.» ...
متوجه ماده‌مگس جوانی شد که در مرز میان پوره و سس نشسته بود... پوست آبدار و سبزش، بانشاط زیر نور خورشید می‌درخشید... دور کمرش چنان شکننده و ظریف بود که گویا می‌توانست با سبک‌ترین نسیم بشکند... جابه‌جایی حشره و انسان و توصیفات آبدار و تنانه از مگس علاوه بر شوخی شیطنت‌آمیز پلوین با توصیفات رمان‌‌های احساساتی و حتی کلاسیک، کاریکاتورگونه‌ای است گروتسک از وضعیت بشر ...
سیر آفاق و انفس مردی جوان و آمریکایی به‌نام لاری برای یافتن معنای زندگی است که از غرب تا شرق عالم را طی می‌کند... تحت تاثیر زیبایی او نمی‌تواند بدی‌هایش را ببیند... زنی سطحی، حسود و کینه‌توز است... به نظر من آن‌ها که می‌گویند عشق بدون شهوت می‌تواند وجود داشته باشد، چرند می‌گویند. وقتی مردم می‌گویند بعد از آنکه شهوت مرد، عشق هنوز زنده است، دارند از چیز دیگری صحبت می‌کنند که عشق نیست، انس و مهر و همخویی و عادت است ...