در عمق چیزهای خنده‌آور چیست؟... قصد جامعه از خنده چیست؟... چرا ناهماهنگی برانگیزاننده خنده است درحالی‌که بسیاری از ویژگی‌های دیگر اعم از عیب یا حسن چنین تاثیری روی او ندارد؟... هنر، گسست از جامعه و بازگشت به‌ سادگی طبیعت است که در سایه درون‌گرایی ایجاد می‌شود و حالتی فردی دارد ولی لازمه عمل خنداندن، پذیرش زندگی اجتماعی به‌ منزله محیطی طبیعی است و هدفی عمومی مبتنی بر تصحیح رفتارهای فردی و اجتماعی دارد

خندیدن با فیلسوف | اعتماد
 

-کف‌های سفید و سبک و شاد، خط پیرامونی امواج را دنبال می‌کنند. گهگاه موجی می‌گریزد و اندکی از آن کف‌ها را به ساحل می‌آورد. خنده همانند این کف به وجود می‌آید. از زندگی اجتماع فاصله می‌گیرد و با شتاب، شکل پویایی از طغیان‌های سطحی آن را رسم می‌کند. خنده نیز حباب کفی است، ساخته از نمک و مانند حباب به نشان شادی و سرور می‌ترکد. فیلسوف که مشتی از آن برمی‌دارد تا بچشد، البته که گاه در آن قدری هم تلخی می‌یابد...

خنده [Le RIRE یا Laughter] هانری لویی برگسون [Henri Bergson]

این تعابیر دقیق و شاعرانه، عبارات پایانی رساله «خنده» [Le RIRE یا Laughter] هانری لویی برگسون [Henri Bergson]، فیلسوف نامدار فرانسوی است که به یافتن معنای خنده همچنین چرایی و چگونگی شکل‌گیری یک اثر کمیک اختصاص دارد. این عبارات به ‌خوبی بیانگر آمیزش نگاه عمیق این فیلسوف بزرگ با درنگ‌های هنرمندانه است که بر جذابیت این رساله می‌افزاید. کتاب «خنده» از آنجا که با قضایای فلسفی به‌ صورت معمول آن سر وکار ندارد یک اثر فلسفی به معنای خاص آن نیست ولی پژوهشی است که با نگاهی فیلسوفانه و عمیق و برخوردار از شیوه‌های علمی در بررسی مفهوم امر خنده‌آور تدوین ‌شده است. برگسون در سال 1928 «به‌ پاس قدردانی از اندیشه‌های پرمایه و زندگی‌بخش و هنر درخشانی که این اندیشه‌ها به کمک آن بیان شده‌اند» برنده جایزه نوبل ادبیات شد. برگسون، شهود را برتر از خرد می‌دانست و آن را سرچشمه هر گونه شناسایی می‌شمرد و این ویژگی بارز تفکر فلسفی او بود. این نگاه از بعد هنری در انعطاف‌پذیری، زلالی، روانی و درخشندگی نوشته‌هایش متجلی است. از این ‌رو او را شاعری فیلسوف دانسته‌اند که بندهای نوشته‌هایش در دیده خیال رنگارنگ می‌نماید. این ویژگی در رساله خنده نیز به‌ روشنی به چشم می‌آید که خواندن آن را برای مخاطب لذت‌بخش می‌کند و به علت برخورداری از نگاه کاونده و عمیق پس از 100 سال که از انتشار آن می‌گذرد همچنان جایگاه ممتاز خود را در میان تمام آثاری که به طنز و خنده پرداخته‌اند، حفظ کرده است.

کتاب شامل 3 مقاله زیر است که برگسون آنها را ابتدا در «روو دو پاری» چاپ کرد و پس ‌از آن به شکل کتابی مستقل یک جا به چاپ رساند: «امر خنده‌آور به‌ طور عام»، «کمدی موقعیت و کمدی واژگان» و «کمدی شخصیت». برگسون با هدف دستیابی به سرچشمه‌های ذهنی، روانی و عاطفی خنده، بحث را با طرح سوالی آغاز می‌کند: «در عمق چیزهای خنده‌آور چیست؟» او در راه دستیابی به پاسخ به سوالی دیگر می‌رسد: «قصد جامعه از خنده چیست؟» و پیش می‌رود: «چرا ناهماهنگی برانگیزاننده خنده است درحالی‌که بسیاری از ویژگی‌های دیگر اعم از عیب یا حسن چنین تاثیری روی او ندارد؟» او در این جست‌وجو، خواننده را نیز با خود همراه می‌کند و قدم ‌به ‌قدم پیش می‌رود. او کار را به مدد شیوه‌ استقرایی دنبال می‌کند، از جزییات آغاز می‌کند تا به نتیجه‌ای کلی برسد و در این راه از نگاه شهودی خود کمک می‌گیرد. برگسون کمدی را یک بازی می‌داند؛ بازی تقلید زندگی و برای بررسی آن، گاه نمونه‌هایی از بازی‌های کودکانه را شاهد می‌آورد، گاهی از آثار کمدی و درام مدد می‌گیرد و گاهی برگ‌هایی از زندگی روزمره را برمی‌گزیند و آن را برای یافتن عمق مفهوم کمدی به کار می‌گیرد... هر تحلیلی را با آوردن شواهد متعدد همراه می‌کند و با بیانی سهل، ساده و در عین ‌حال ممتنع به کشف عمیق‌ترین و پیچیده‌ترین کارکردهای ذهنی انسان(آفرینش اثر کمیک) می‌‌پردازد.

نگاه برگسون در این تفسیر ناظر بر تمامی انواع کمیک است. او در رساله خنده در پی یافتن رشته‌ای است که تمامی گونه‌های کمدی را به هم می‌پیوندد. برگسون چنانکه خود می‌گوید هیچ کمیکی را خوار نمی‌شمارد. چراکه در اثر کمیک بیش از هر چیز عنصر زنده‌ای می‌بیند و آن را هر اندازه هم که خفیف باشد با کمال احترامی که برای زندگی قائل است مورد بررسی قرار می‌دهد و درصدد دستیابی به جوهر کمدی و بررسی چرایی خنده ناشی از انواع کمیک اعم از شوخی، بذله، ریشخند و فکاهه و درصدد یافتن رشته‌ای است که از لودگی‌های یک دلقک تا بازی‌های ظریف یک نمایش کمدی را در برمی‌گیرد؛ هر چند به تفاوت آنها نیز نظر دارد. از این ‌رو این اثر می‌تواند برای تمام کسانی که در کار هنر کمیک و کمدی‌اند راهنما باشد و در دستیابی به درک درستی از عمق و ابعاد خنده و آثار مرتبط با آن یاری‌شان کند.

برگسون در این اثر برخلاف غالب روانشناسان و به خصوص فروید (که شوخی را با ناخودآگاه مربوط می‌داند) تحلیلی روان‌شناختی از خنده به دست نمی‌دهد و بر کارکرد اجتماعی خنده تاکید می‌کند که سود همگانی و اصلاح عموم را دنبال می‌کند. از این ‌رو اثر کمیک را در مرز میان هنر و زندگی قرار می‌دهد. معتقد است که کمدی مانند هنر، ناب و بی‌نظر نیست. هنر، گسست از جامعه و بازگشت به‌ سادگی طبیعت است که در سایه درون‌گرایی ایجاد می‌شود و حالتی فردی دارد ولی لازمه عمل خنداندن، پذیرش زندگی اجتماعی به‌ منزله محیطی طبیعی است و هدفی عمومی مبتنی بر تصحیح رفتارهای فردی و اجتماعی دارد: «خندیدن بیش از هر چیز، عمل تصحیح کردن است. چون هدف آن تحقیر است پس اثر رنج‌آوری روی طرف می‌گذارد. اگر در خنده نشانی از دلبستگی و نیک‌خواهی باشد به هدف خود نخواهد رسید: نقش خنده هراساندن از راه تحقیر است...!». اینجاست که او در کنار تاکید بر اجتماعی بودن امر خنده به یکی از ویژگی‌های مهم خنده می‌رسد و آن نیاز خنده به میزانی از «بی‌تفاوتی» و «شکاف عاطفی» است. هر چه انسان نسبت به موضوع خنده‌اش پیوند احساسی و همذات‌پنداری بیشتری داشته باشد، خندیدن برایش دشوارتر می‌شود و برعکس هر چه نسبت به سوژه خونسردتر و بی‌اعتناتر باشد، زمینه برای خنده‌اش فراهم‌تر می‌شود. در سایه این نگاه به امر کمیک و خنده است که یکی از دقیق‌ترین و کامل‌ترین تعاریف از خنده و کمدی را در دست می‌دهد: «کمیک هنگامی به وجود می‌آید که گروهی از انسان‌ها گرد هم آیند، حساسیت‌ها را کنار بگذارند و با شعور خود کاملا به یک نفر از میان جمع حاضر توجه کنند.»

در این میان برگسون به ویژگی‌های مهم عمل خنده‌آور می‌پردازد و به عمق چرایی خنده‌دار بودن یک پدیده می‌رود. در نظر او امر خنده‌آور خارج از آنچه به معنی واقعی کلمه انسانی است، وجود ندارد. حتی حیوانات زمانی «خنده‌دار» می‌شوند که صفات «انسانی» برای‌شان متصور شویم. بر این اساس او از انعطاف‌ناپذیری و ماشینی بودن و حرکات ناخودآگاه به عنوان «امری مکانیکی در جسمی زنده» یاد می‌کند که تعجب برمی‌انگیزد و باعث خنده می‌شود چراکه حرکت مکرر و خودکار، حرکتی انسانی نیست بلکه حرکت ماشینی است. در اینجا خنده در واقع واکنشی است که جامعه به رفتار غیرارادی و بی‌نظمی و اختلال و گیجی و بی‌منطقی نشان می‌دهد.
کوتاه سخن آنکه بیش از یک قرن از انتشار رساله خنده می‌گذرد و این کتاب در سایه برخورداری از بررسی دقیق و درک عمیق از خنده و کمدی همچنان برای پژوهشگران و علاقه‌مندان و نیز دست‌اندرکاران رشته‌های مرتبط با طنز و کمدی راهگشاست و همچنان از مهم‌ترین منابع نظری طنز به شمار می‌آید.
کتاب خنده اولین بار در سال 1379 با ترجمه عباس باقری توسط نشر شباویز منتشر شد و اخیرا با ترجمه مهستی بحرینی از سوی نشر نیلوفر انتشار یافته است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

آثاری از این دست فقط ما را عالم‌تر یا محقق‌تر نمی‌کنند، بلکه حال ما را خوش‌تر و خوب‌تر می‌کنند... می‌گوید مفاهیم اخلاقی 8 تاست... ما نخست قهرمانان اخلاقی و قدیسان اخلاقی و فرزانگان اخلاقی (به صورت خلاصه اسوه‌های اخلاقی) را تشخیص می‌دهیم، سپس می‌گوییم هر چه در اینها هست، از نظر اخلاقی خوب یا درست یا فضیلت است... اما ما نمی‌توانیم به احساسات و عواطف صرف تکیه کنیم... ممکن است کسی از یک جنبه الگو باشد و از جنبه‌های دیگر خیر... پس ما معیاری مستقل از وجود الگوها یا اسوه‌ها داریم! ...
شناخت ما از خودمان را معطوف به نوشته‌های غیرایرانی کردند... سرنوشت تاسیس پارلمان در ایران با مشاهدات سفرنامه‌نویسان گره خورده... مفهوم و کارکرد پارلمان در اواخر دوره ناصری... مردم بیشتر پیرو و تابع بودند، یعنی متابعت و اطاعت از دالِّ سیاسی مرکز قدرت، امری پذیرفته شده تلقی می‌شده ... مشورت برای نخبگان ایرانی اغلب جنبه تاسیسی نداشته و تنها برای تایید، ‌همفکری و یاری‌دهندگی به شاه مورد استفاده قرار می‌گرفته... گفت‌وگو و تعاملی بین روشنفکران ملی‌گرا و روحانیون مشروطه‌خواه ...
با خنده به دنیا آمده است... به او لقب سفیر شادی، خنده و گشاده‌رویی می‌دهند... از لرزش بال حشره‌ای تا آه زنی در حسرت عشق را می‌تواند بشناسد و تحلیل کند... شخصیتی که او به‌عنوان معجزه‌گر در روابط انسانی معرفی می‌کند و قدرت‌اش را در برقراری و درک ارتباط با آدم‌ها و سایر موجودات به‌تفصیل نشان می‌دهد، در زندگی شخصی خود عاجز از رسیدن به تفاهم است ...
سرچشمه‌های ایران‌دوستی متعدد هستند... رفتار دوربین شعیبی در مکان مقدسی مثل حرم، رفتاری سکولاریستی است... جامعه ما اما جامعه بیماری است و این بیماری عمدتا محصول نگاه سیاسی است. به این معنا که اگر گرایش‌های دینی داری حتما دولتی و حکومتی هستی و اگر می‌خواهی روشنفکر باشی باید از دین فاصله بگیری... در تاریخ معاصر همین روس‌ها که الان همه تکریم‌شان می‌کنند و نباید از گل نازک‌تر به آنها گفت، گنبد امام رضا (ع) را به توپ بستند اما حرم امن ماند ...
با بهره‌گیری از تکنیک کات‌آپ و ‌تکه‌تکه کردن روایت، متن‌هایی به‌ظاهر بریده‌ و ‌بی‌ربط را نوشته ‌است، تکه­‌هایی که در نهایت همچون پازلی نامرئی خواننده را در برابر قدرت خود مبهوت می‌کند... با ژستی خیرخواهانه و گفتاری مبتنی بر علم از هیچ جنایتی دریغ نمی‌کند... مواد مخدر به نوعی تسلط و کنترل سیستم بدن ‌ِفرد معتاد را در دست می‌گیرد؛ درست مانند نظام کنترلی که شهروندان بدون آن احساس می‌کنند ناخوش‌اند، شهروندانی محتاج سرکوب امیال­شان... تبعید‌گاهی‌ پهناور است که در یک کلمه خلاصه می‌شود: مصونیت ...