مقاله «نقد نظریه دین مارکس» [A critical evaluation of Marx's theory of religion] اثر کریستین اُکِگبو [Christian Uchegbue] با ترجمه ابوالفضل فتح آبادی از سوی نشر سیب سرخ منتشر شد.

نقد نظریه دین مارکس» [A critical evaluation of Marx's theory of religion] اثر کریستین اُکِگبو [Christian Uchegbue]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کریستین اُکِگبو اندیشمندی اهل نیجریه است و به‌عنوان استادتمام در دانشگاه کالابار در این کشور به تدریس دروسی از قبیل جامعه‌شناسی دین، الاهیات رهایی‌بخش و اخلاق مسیحی اشتغال دارد. وی مقالات متعددی در زمینه‌های پیش‌گفته به رشته تحریر در آورده که ترجمه مقاله «ارزیابی انتقادی نظریه دین کارل مارکس» در این کتاب منتشر شده است.

فتح آبادی مترجم این کتاب درباره اهمیت آراء اُکِگبو در نقد نظریه کارل مارکس گفت: شاید بهتر باشد که صاحبنظران یا خوانندگان کتاب به چنین سوالی پاسخ دهند، چرا که بر مبنای نظرات جان فیسک- از اصحاب مطالعات فرهنگی آمریکایی- معنا در لحظه مصرف است که تولید می‌شود و یکی از مصادیق مصرف نیز خواندن آثار مکتوب است. لذا به نظر می‌رسد که برداشت‌های مختلفی که افراد گوناگون از متن حاضر داشته یا خواهند داشت و اهمیتی که برای هر یک از بخش‌های آن در نقد نظریه دین مارکس قائل خواهند شد، پاسخی مناسب‌تر و البته کامل‌تر برای پرسش فوق باشد.

وی افزود: یکی از دلایل اصلی ترجمه این اثر، ماهیت خود متن اصلی بوده است که با توجه به محدودیت‌های یک مقاله علمی، به شکلی نسبتاً جامع و از جنبه‌ها و زوایای مختلف ایدئولوژیک، جامعه‌شناختی، روش‌شناختی، فلسفی، الاهیاتی و... به نقد نظریات مارکس پیرامون دین پرداخته است. دلیل اصلی دیگر، تلقی متفاوتی بود که میان اُکِگبو و ملکم همیلتون- مولف کتاب جامعه‌شناسی دین که از منابع اصلی تدریس این درس در جامعه دانشگاهی ایران است- نسبت به آراء مارکس وجود داشت خاصه در این زمینه که بالاخره آراء مارکس حول محور دین را باید نقادی‌هایی پراکنده در آثار او در نظر بگیریم یا می‌توان نگرش مارکس به دین را به‌مثابه یک نظریه به حساب آورد.

فتح آبادی ادامه داد: یکی دیگر از دلایل اصلی ترجمه این اثر، وجود مغایرت‌هایی بود که میان برخی تلقی‌های رایج در جامعه دانشگاهی ایران در مورد آراء جامعه‌شناسان دین از یک سو و خوانش و تفسیر اُکِگبو از این آراء از دیگر سو وجود داشت. به‌عنوان مثال، می‌توانم به دورکیم اشاره کنم که برداشت اکثر- و نه همه- اساتید مدرس جامعه‌شناسی دین در دانشگاه‌های ایران با برداشت و تفسیر اُکِگبو از او دارای تفاوت‌ها و مغایرت‌هایی آشکار بوده است که همین امر، ترجمه اثر اُکِگبو و صدادارکردن آن را به‌عنوان متنی مبدعانه دارای خوانشی نامسلط در میان آثار و تلقی‌های موجود، الزامی می‌نمود.

کتاب نقد نظریه دین مارکس با قیمت ۲۲ هزار تومان از سوی نشر سیب سرخ منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...