انتشارات علمی و فرهنگی ترجمه فواد روحانی از کتاب جمهور [Republic‬] افلاطون [Plato] را برای هجدهمین نوبت روانه بازار کتاب کرد.

جمهور Republic‬] افلاطون [Plato

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، کتاب «جمهور» از جمله مهم‌ترین آثار فلسفی و ادبی جهان و افلاطون به شمار می‌رود.

در این کتاب که جلوه‌گاه نظر نقاد و افکار عمیق افلاطون به شمار می‌رود میان سقراط و چند تن دیگر از جویندگان حقیق گفتگویی در می‌گیرد. صحبت آنها درآغاز درباره مفهوم واقعی عدالت است اما سقراط با برهان‌های روشن خود پرده‌های ابهام از روی حقیقت عدالت را کنار می‌زند و سپس در خیال به تعریف جامعه عادل وکامل می‌پردازد. از سازمان و شکل حکومت و فضایل رهبران و تربیت افراد در آن جامعه سخن گفته و در نهایت بحث خود را به مسائلی می‌کشاند که منجر به تباهی و زوال حکومت‌ها می‌شود.

از مهمترین ویژگی‌های این ترجمه مقابله متن ترجمه از سوی مترجم با سه ترجمه انگلیسیو دو ترجمه فرانسوی از کتاب جمهور است که منجر به روانی و خوانا بودن و قابل درک بودن بیش از اندازه متن کتاب شده است.

فواد روحانی مترجم ایرانی این کتاب، کارشناس ارشد مسائل نفت و از شخصیت‌های مؤثر در تأسیس سازمان اوپک بود و طی سال‌های ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۴ دبیر کلی اوپک را نیز از سوی ایران بر عهده داشت. روحانی تنها دبیر کل ایرانی اوپک از تاریخ تشکیل آن است و پس از آن ایران دیگر این سمت را کسب نکرده است.

روحانی فارغ‌التحصیل دانشگاه آکسفورد، دانشگاه لندن و دانشگاه پاریس بود و به پنج زبان زنده دنیا تسلط داست. از وی جدای از این اثر، دو کتاب روان‌شناسی و دین اثر کارل گوستاو یونگ و کلیات زیباشناسی نوشته‌ی بندتوکروچه نیز در انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شده است.

کتاب جمهور افلاطون در ترجمه تازه خود در 648 صفحه با قیمت 50 هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...