کتاب«طب و امر قدسی» [Consciousness and tradition] اثر جیکوب نیدلمن [Jacob Needleman] (از بزرگان سنت گرایی) با ترجمه امیرحسین پورنامدار منتشر شد.

طب و امر قدسی» [Consciousness and tradition] اثر جیکوب نیدلمن [Jacob Needleman]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «طب و امر قدسی» با شمارگان ۵۰۰ نسخه، ۱۲۰ صفحه و بهای ۲۵ هزار تومان توسط انتشارات حقیقت منتشر شده است.

کتاب حاضر شامل ترجمه دو مقاله از نیدلمن است: «دو علم طب: نکاتی در باب فهم طب به مثابه علمی مقدس» و «روانپزشکی و امر قدسی». در مقاله نخست سه مبحث مطرح شده است: «بیماری و معنی»، «طب و قوای دوگانه» و «دو دانش».

موضوع اصلی این کتاب همانطور که از عنوانش برمی‌آید، شرح و تفسیر ربط طب با حقیقت قدسی ادیان است. این ربط مبتنی بر مبادی و اصولی بوده که اکنون یا به طور کلی فراموش شده یا آنچنان عامیانه و سطحی و خرافی از زبان غیر اهل آن مطرح می‌شود که از همان ابتدا با موضع نفی و انکار مواجه شده و امکان هر گونه تحقیق و جست‌وجوی عمیق را در این باره مسدود می‌کنند.

به طور کل سوالاتی از این دست در کتاب مطرح می‌شود که چرا درگذشته طب را علمی مقدس می‌دانستند که بدن و بیماری‌ها را دارای معنایی نه صرفاً مادی و جسمانی می‌دانست؟ چرا در سیر تاریخ همواره پزشکی ارتباطی وثیق با دین داشته است؟ این ارتباط مبتنی بر چه مبانی و اصولی بوده که اکنون یا به‌طور کلی فراموش شده یا عامیانه و سطحی و سودجویانه تلقی می‌شود؟

نویسنده در این کتاب نمی‌خواهد پزشکی مدرن را دینی کند؛ بلکه در پی طرح این سؤالات و پاسخ به آنهاست تا مشکلات و عوارض سوء غفلت از این حقایق را نشان دهد. به جهت تاریخی هیچگاه پزشکی از دین – چه ادیان ابراهیمی و چه ادیان غیر ابراهیمی – جدا نبوده، ولی فهم این ارتباط هم به صرف دانستن برخی دستورهای طبی یا داروهایی که از جانب بزرگان دین تجویز می‌شده یا جعلی و منسوب به آنهاست، حاصل نمی‌شود.

مترجم این کتاب امیرحسین پورنامدار دانش آموخته رشته فلسفه و کلام اسلامی از دانشگاه تهران است. «عالم زیر و زبر: هانری کربن و عرفان اسلامی» نوشته تام چیثام از دیگر ترجمه‌های منتشر شده اوست.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...