ملوان بیست و یک ساله‌ای که مظهر نیک‌نفسی است... مقامات نظامی بیلی را مجبور کرده‌اند که در کشتی تجاری انگلیسی به نام «حقوق بشر» استخدام شود و برای مقابله با شورش‌هایی که در میان خدمه کشتی شکل می‌گیرد، شدیدترین سخت‌گیریها را اعمال می‌کنند... کلاگارت به هر چیزی متوسل می‌شود تا زندگی را بر وی تنگ گرداند... در طول بازجویی، اگرچه فرمانده برخوردی پدرانه دارد ولی بیلی به لکنت زبان می‌افتد

بیلی باد، مأمور بادبان [Billy Budd, Foretopman] هرمان ملویل
بیلی باد، مأمور بادبان
[Billy Budd, Foretopman]. رمانی از هرمان ملویل (1) (1819-1891)، نویسنده امریکایی، که پس از مرگ نویسنده در 1924 به چاپ رسید. این اثر حکایتی درباره دریانوردان است و در آن شخصیتها مفهومی نمادین دارند، اگرچه به ادعای برخی از منتقدان (لویس مامفورد) (2) نظر نویسنده منحصراً چنین نبوده است، زیرا به پیچش دراماتیک داستان در این اثر اهمیت بسیار داده است. از این مهمتر، انحراف از موضوع و حاشیه‌پردازی است که در آثار ملویل فراوان به چشم می‌خورد؛ در این اثر نادر و کوتاه است. داستان به سرعت به سمت پایان مصیبت‌بار خویش پیش می‌رود و بی‌آلایشی ذاتی بیلی باد را نمایان می‌کند؛ همان ساده‌دلی ملوان بیست و یک ساله‌ای که مظهر نیک‌نفسی است. از این رمان را به شکلهای مختلف و جسورانه‌ای تعبیر کرده‌اند ولی کافی است تا در این رمان صفحاتی را در نظر آوریم که در شمار زیباترین نوشته‌های الهام‌گرفته از آخرین سالهای منزه‌طلبی آمریکا است. مقامات نظامی بیلی باد را مجبور کرده‌اند که در کشتی تجاری انگلیسی به نام «حقوق بشر» استخدام شود و برای مقابله با شورش‌هایی که در میان خدمه کشتی شکل می‌گیرد، شدیدترین سخت‌گیریها را اعمال می‌کنند. بیلی باد، که تجسم پاکی و بی‌گناهی است، در بند خصومت کلاگارت (3)، معلم اسلحه کشتی، گرفتار است. کلاگارت دیوانه، تجسم بدی و پلیدی است واز آنجایی که بیلی مظهر خوبی است، کلاگارت به هر چیزی متوسل می‌شود تا زندگی را بر وی تنگ گرداند. لذا در اقدامی شیطانی بیلی را به شورش برمی‌انگیزد. او بر اثر ساده‌دلی متوجه ریاکاری کلاگارت نمی‌شود و سرانجام در برابر ناخدا ور (4)، که فرماندهی عالی و تجسم شرافت و انصاف است، حضور می‌یابد. در طول بازجویی، اگرچه فرمانده برخوردی پدرانه دارد ولی بیلی به لکنت زبان می‌افتد: او هربار که مضطرب شود، به چنین حالتی گرفتار می‌آید. اما این درگیری به فاجعه می‌انجامد و بیلی به ضرب مشت کلاگارت را به قتل می‌رساند. او به راستی مقصر نیست، اما برای عبرت دیگران باید به مرگ محکوم شود؛ زیرا حفظ نظم در کشتی چنین ایجاب می‌کند. بیلی باد پیش از آنکه به دار آویخته شود فریاد برمی‌آورد: «خدا به ناخدا ور اجر بدهد!» در این داستان پیچیده، همه‌چیز به ایجاز وصف شده است. این آخرین اثر ملویل، به شکلی کاملاً نمایان، استعداد شایان این نویسنده امریکایی را آشکار می‌سازد.

مهشید نونهالی. فرهنگ آثار. سروش

1.Herman Melville 2.Lewis Mumford 3.Claggart 4.Vere

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

در نقش پدر دوقلوها ... فیلمنامه‌ی این اثر اقتباسی بومی شده از رمان اریش کستنر است... هنرنمایی مرحوم ناصر چشم آذر در مقام نویسنده‌ی ترانه‌های متن... دغدغه‌های ذهنی خانواده‌ها و روش حل مساله به سبک ایرانی؛ مخصوصا حضور پررنگ مادربزرگ بچه‌ها در داستان، از تفاوت‌های مثبت فیلمنامه با رمان مبدا است... استفاده‌ی به‌جا و جذاب کارگردان از ترانه‌های کودکانه در پرورش شخصیت آهنگساز ایرانی از دیگر نقاط قوت اقتباس پوراحمد است ...
حتی اندکی نظرمان را در مورد پسر ولنگار داستان که روابطی نامتعارف و از سر منفعت با زنان اطرافش دارد، تغییر نمی‌دهد... دورانی که دانشجویان در پی یافتن اتوپیا روانه شهرهای مختلف می‌شدند و «دانشجو بودن» را فضیلتی بزرگ می‌شمردند. دورانی که تخطی از ابرساختارهای فرهنگی مسلط بر روابط بین جنس مخالف تقبیح می‌شد و زیرپوست شهر نوعی دیگر از زیستن جاری بود... در مواجهه با این رمان با پدیده‌‌ی تمام‌‌عیار اجتماعی روبه‌رو هستیم ...
حتی ناسزاهایی که بر زبان او جاری می‌شود از کتاب‌هایی می‌آید که خواندن‌شان برای کودکی هفت‌ساله دشوار است... معلم سرخانه‌ی او، نویسنده‌ای است که از فعالیت‌های روشنفکری سرخورده شده و در کلام او می‌توان رگه‌هایی از تفکر یک اصلاح طلبِ ناامید از بهبود اوضاع را مشاهده کرد... توی کتاب‌ها هیچ‌چیزی درباره‌ی امروز نیست، فقط گذشته است و آینده. یکی از بزرگ‌ترین نواقص کتاب‌ها همین است. یکی باید کتابی اختراع کند که همان موقع خواندن، به آدم بگوید در همین لحظه چه اتفاقی دارد می‌افتد ...
داستان عصیان و سرکشی است. عصیان انسانی که مقهور یک سیستم سرکوبگر شده و این سیستم، هیولاوار، همه‌چیز او را بلعیده. انسانیتش را، معیارها، علایق، اهداف و حتی خاطرات او را مصادره کرده و حالا از او چیزی نمانده جز یک تفاله ترس‌خورده... مک‌مورفیِ رند، شوخ و قمارباز یک‌تنه ایستاده است و قصدش تغییر سیستم سرکوبگر است... برای کفری‌کردن آدم‌های رذلی که می‌خواهند همه‌چیز را از آنچه هست، برایت سخت‌تر کنند، راهی بهتر از این نیست که وانمود کنی از هیچ‌چیز دلخور نیستی ...
ویلیام بندلر مثل خیلی از مفسران اروپایی که ریشه هر ژانر امروزی را اگر نتوانستند در یونان باستان پیدا کنند، به کتاب مقدس مسیحیان ربط می‌دهند، ریشه داستان‌نویسی جاسوسی را هم به فصل دو از کتاب یوشع انجیل برمی‌گرداند... MI6 بزرگ‌ترین بنگاه تولید نویسندگان بزرگ در ژانر جاسوسی است... تالکین با آن داستان‌های اسطوره‌ای غریب، به‌دلیل همین مهارت‌هایی که در امر اسطوره‌شناسی و زبان‌شناسی داشت، توسط نیروهای امنیتی انگلستان به همکاری دعوت شد. ...