کتاب صوتی «ناظم حکمت در قلب پیرایه» [Piraye'de Nazim olmak] نوشته نازان آریسوی [Nazan Arısoy] توسط موسسه آوای چیروک منتشر و راهی بازار نشر شد.

ناظم حکمت در قلب پیرایه» [Piraye'de Nazim olmak] نوشته نازان آریسوی [Nazan Arısoy]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نازان آریسوی در سال ۱۹۷۶ در استانبول به دنیا آمد. او از گروه آموزشی کلاس درس دانشکده آموزش آتاتورک دانشگاه مرمره و بخش تبلیغات و روابط عمومی دانشکده ارتباطات دانشگاه آنادولو فارغ التحصیل شد و به واسطه کتاب‌های «آه تو»، «دریا پس از باران»، «ناظم حکمت در قلب پیرایه»، «ویرجینیا وولف» و «ملکه غمگین ابدیت» به شهرت رسید.

نسخه مکتوب «ناظم حکمت در قلب پیرایه» با ترجمه یاسمن پوری توسط نشر سنگ منتشر شده و نسخه صوتی آن نیز با گویندگی بهمن وخشور و مریم مقدم تهیه شده است. «ناظم حکمت در قلب پیرایه» مجموعه‌ای است از نامه‌های پیرایه، همسر سوم ناظم حکمت، شاعر بزرگ ترک که به همت «نازان آریسوی» در ترکیه منتشر شده است.

این کتاب تا کنون در ترکیه ۱۲۱ بار تجدید چاپ شده و ازجمله‌ی محبوب‌ترین آثار حال حاضر در ترکیه است.

ناظم حکمت یکی از بزرگ‌ترین شاعران قرن بیستم محسوب می‌شود، تا جایی که یونیسف سال ۲۰۰۲را سال ناظم حکمت نام‌گذاری کرده است.

نسخه صوتی کتاب «ناظم حکمت در قلب پیرایه» با ۵ ساعت و ۱۸ دقیقه و قیمت ۲۴ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...