هفتاد و ششمین شماره فصلنامه نقد و بررسی کتاب تهران با بخش ویژه عباس معروفی، احمدرضا احمدی و احمد شاملو منتشر شد.

نقد و بررسی کتاب تهران در ایستگاه 76

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، بخش مقالات این شماره با این مطالب همراه است: «خیال، وهم، و فسانه» نوشته بیژن نامور، «درباره اندرزنامه‌ها و نصیحت‌الملوک سعدی» نوشته مهرزاد بروجردی و علیرضا شمالی، «چنین گفت سنگ» نوشته جون آکوچلا و «نگاهی بر جنبه‌هایی از ادبیات پسامدرن در داستان «تا بی‌نهایت» نوشته جان بارت» به قلم فیروزه دیانت.

«بهروز و مستشرفان» نوشته علی حصوری، «نطق جشن افتتاحیه بهبودستان نمازی» نوشته میرزا ابوالقاسمی و «می‌خواست باهم برگردیم» از ساتیار فرج‌زاده هم مطالب بخش خاطرات فرهنگی است.

«پرواز»، «گزینشی از آرش کمانگیر»، «ساز شما و آواز شما»، «غرقه گشتم»، «گل سرخ زمان جنگ» از «گیوم آپولینر»، «نگرشی به شعر خلیج فارس» علیرضا طبایی نوشته فرهاد عابدینی در بخش شعر و «از میان کهنه‌ کتاب‌ها، نشریه‌ها، مدارک و عکس‌های قدیمی» نوشته محمدحسین عزیزی در بخش کهنه‌ کتاب‌ها درج شده است.

بخش ویژه این شماره نیز با این مطالب همراه است: «یاد آر ز شمع مُرده یاد آر» (عباس معروفی از «سمفونی مُردگان» تا «نام تمام مُردگان یحیاست») نوشته محمد استعلامی، «یه یاد شاعری بزرگ و نقاشی هنرآفرین: احمدرضا احمدی» نوشته خسرو خورشیدی، «درباره احمدرضا احمدی» نوشته ایرج پارسی‌نژاد، «احمد شاملو، در پس آینه» نوشته اردشیر لطفعلیان و «برون و درون آینه» از ایرج پارسی‌نژاد.

«سفر هرمز، قشم» نوشته لیلا نیک‌زاد و ««هدایت» را مردمِ معمولی نمی‌توانند به‌جا بیاورند» نوشته عباس رزاقی در بخش سفرنامه آمده‌اند.

کتاب‌های خارجی، کتاب‌های فارسی، لطایف‌الحیل!، کتاب‌ها و نشریه‌های تازه، معرفی کوتاه، خواندنی‌ها و نکته‌ها و گزارش‌ها از دیگر بخش‌های این شماره از «نقد و بررسی کتاب تهران» هستند.

در بخش نام بعضی‌ نفرات نیز از عبدالعلی لطفی، فرهاد عاصمی، ر. اعتمادی، داریوش شایگان، محمدرضا رهنما و ابراهیم گلستان یاد شده است.

هفتاد و ششمین شماره «نقد و بررسی کتاب تهران» به مدیرمسئولی و صاحب‌امتیازی هرمز همایون‌پور در ۱۸۴ صفحه و با قیمت ۷۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...