مدیرکل اطلاع رسانی کتابخانه ملی ایران گفت: فرآیند تبدیل فرمت و دیجیتال‌سازی 170 هزار فریم نگاتیو موجود در مخزن غیر‌کتابی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران به سرانجام رسید.

ساماندهی تالار ایران‌شناسی کتابخانه ملی

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، به نقل از روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، رضا شهرابی با بیان اینکه در سال 1397 پروژه برون‌سپاری فهرست‌نویسی و نمایه‌سازی این نگاتیوها تعریف و اجرا شد، گفت: بخشی از آن در سال 97 ( 100 هزار فریم ) و مابقی آن‌ها (70 هزار فریم) در سال 98 فهرست‌نویسی شد.

وی افزود: بر همین اساس map table لازم جهت ورود اطلاعات این منابع به‌صورت دسته‌ای در برنامه رسا آماده شد و متادیتای تولید شده به‌صورت سیستمی در برنامه جامع رسا وارد خواهد شد.

شهرابی ادامه داد: از دیگر اقدامات صورت گرفته در سال گذشته می‌توان به اتمام ساماندهی کتاب‌های موجود در تالار و مخزن ایران‌شناسی اشاره کرد.

وی در ادامه نیز به ساماندهی 40 هزار نسخه از کتاب مخزن و تالار ایران‌شناسی که نیاز به اصلاحات مختلف فهرستی از قبیل ویرایش رده، ویرایش عنوان و موضوع، تعویض لیبل عطف کتاب، یونی کد رده کتاب داشتند در طول سال 98 توسط گروه ایران‌شناسی اشاره کرد.

مدیرکل اطلاع‌رسانی کتابخانه ملی ایران خاطرنشان کرد: تعداد 1500 عنوان کتاب جدید در سال 98 از طریق خرید یا مبادله به منابع ایران‌شناسی اضافه شد.

تالار ایرانشناسی و اسلام‌شناسی کتابخانه ملی در حدود 60 هزار نسخه کتاب به زبان‌های مختلف، پنج هزار نسخه نشریه و سه هزار عنوان پایان‌نامه را در خود جای داده است. قفسه‌ها هر کدام به موضوعاتی چون تاریخ، جغرافیا، هنر، فلسفه، آموزش و پرورش، حقوق، قانونگذاری، علوم اجتماعی و زبان‌شناسی اختصاص یافته‌اند. یکی از مهمترین مجموعه‌های موجود در این مرکز را سفرنامه‌ها تشکیل می‌دهند. این تالار حدود 400 عنوان سفرنامه درخود جای داده است. سفرنامه‌هایی که قدیمی‌ترین آن‌ها به قرن 16 میلادی برمی‌گردد. «سفرنامه آدام اورلئوس» یا سفرنامه 10 جلدی شاردن چاپ 1711 میلادی در این گروه جای می‌گیرند.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...