خانه پروین اعتصامی شاعر معاصر ایرانی در فهرست آثار ملی ایران قرار گرفت.

خانه پروین اعتصامی

به گزارش واحد مرکزی خبر، سازمان میراث فرهنگی, صنایع دستی و گردشگری استان تهران اعلا‌م کرد: خانه تاریخی پروین اعتصامی که طبق آمارهای محلی, قدمتی بیش از 80 سال دارد, در محله قدیمی عودلا‌جان، نزدیک سه راه سرچشمه شهر تهران واقع شده است.
محله سرچشمه در آن روزگار به علت نزدیک بودن به چهار باغ بزرگ نگارستان، بهارستان، نظامیه، باغ سردار و مجلس شورای ملی محل سکونت بسیاری از بزرگان همچون حاج میرزا عباسقلی ، وثوق الدوله و خانواده مستوفی بود.

خانه پروین عمارتی زیبا در زمینی به مساحت هزار متر مربع بود که در محدوده املا‌ک عباسقلی میرزا بنا شده بود.

 از حدود 80 سال پیش خانواده اعتصامی در این عمارت سکونت داشتند و تا دهه گذشته هم ورثه ایشان مالکیت بنا را حفظ کرده بودند، اما در چند سال اخیر عمارت به چند خانه کوچکتر تفکیک و به چند خانواده فروخته شد.

این بنا به لحاظ تاریخی و فرهنگی حائز اهمیت و یادآور معماری اواخر دوره قاجاریه "معماری تلفیقی" است که در آن شاهد نفوذ معماری نئوکلا‌سیک غرب در معماری سنتی به جای مانده از عهد صفوی هستیم.

حجاری‌های ایجاد شده در نمای ساختمان "در قسمت سرستون‌ها و سنتوری ها" و نیز گچبری‌های ساده فضاهای داخلی، تنها تزیینات این بنا را تشکیل می‌دهند.

مالکیت بنا از ابتدا تاکنون خصوصی و تحت تملک خانواده پروین اعتصامی بوده است که درسال‌های اخیر، ورثه ایشان به اشخاص دیگری فروختند و طبق آمارهای محلی جبهه شرقی عمارت پس از تخریب کلی، به شهرداری منطقه فروخته شد.

................ هر روز با کتاب ...............

دادگاه‌های تفتیش عقاید و دیگر فجایع کلیسا در قرون وسطا برای برخی ابزار تحقیر مسیحیان و حجتی! بر حقانیت خویشتن است؛ اما نباید فراموش کرد که همان سنت‌های الهی که با مسیحیان شوخی نداشت، با ما مسلمانان هم تعارف ندارد. داستان سوارشدن اهالی متون مقدس بر جهل مردم به نام دین و باجگیری روحانیت اشرافی از قدرت، در طول تاریخ بشر، یک داستان تکراری با نتایج تکراری ست. حتی برای اهالی کتاب و سنت اسلامی: «ایمانی که با ترس آمده باشد؛ با خنده خواهد رفت.» ...
این آزارِ کوچکِ از سر عادت، سرنوشتش را تغییر خواهد داد... موجودات هرچه قدر هم که کوچک و خُرد باشند شأن و منزلتی رعایت‌کردنی دارند... داستان بیست نفر از کسانی را که الهام‌بخشش بوده‌اند برای خوانندگان تعریف می‌کند... از خلبان و فضانورد و ژرف‌پیما هست تا دوچرخه‌سوار و ویولون‌زن و ویلچرنشین. زن‌ها و مردهایی که در سنین جوانی یا پیری از خانه بیرون زده‌اند... قصه‌ی تلاش برای رسیدن ...
روایتی از اعماق «ناشنیده‌ها» و «مسکوت‌ گذاشته شده‌ها»... دعوتی به اندیشیدن درباره‌ی «پدری و فرزندی»... پدر رفته است اما تو باید بمانی و «زندگی» کنی... مصاحبه یک روان‌درمانگر تحلیلی با چهارده فرزند شهید... کودکی، نوجوانی و بلوغ در نبود پدر چه رنگ و بویی داشت؟ فقدان او در بزنگاه‌های مهم زندگی -تحصیل، کار، ازدواج، صاحب فرزند شدن- خود را چگونه نشان داد؟... مادرانی که مجدداً ازدواج کرده‌اند و مادرانی که نه ...
صبا که نیم ‌ساعت دیرتر از صنم به دنیا آمده زودتر از او از دنیا می‌رود و خواهر خود را در گیجی و بهت چنین مرگ نزدیکی رها می‌گذارد... مسئله‌ی هر دو یکی است: «عشق»... سهم مادر در خانه پای تلویزیون مشغول تماشای سریال‌های جور و واجور... پرداخت به وجوه اروتیک و جسمانی یا زمینی عشق در پرده‌داری و حجب صورت گرفته ولی آن‌قدر به زبانی رومانتیک و رویایی نزدیک شده که گاه پرگو و گاه برانگیزاننده می‌شود. ...
الهامی از زندگی کارگران پاریسی... با کار رختشویی توانسته است که مبلغی پس‌انداز کند... از او دو پسر داشت... تنبل و خوش‌گذران است و به زودی معشوقه را رها می‌کند و به زنان دیگری روی می‌آورد... با او ازدواج می‌کند... کارگر دیگری زن را می‌ستاید و در دل به او عشق می‌ورزد، اما یاری او کارساز نیست... به باده‌گساری روی می‌آورد... شوق کار را از دست می‌دهد... برای گذران زندگی به روسپی‌گری روی می‌آورد... ...