رمان «بازماندگان» نوشته غزال مصطفوی توسط انتشارات کتابسرای تندیس منتشر و راهی بازار نشر شد.

بازماندگان غزال مصطفوی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  مهر، این‌کتاب در گروه رمان‌های ایرانی رمان‌ژانر و ادبیات فانتزی قرار دارد که این‌ناشر از نویسندگان کشور منتشر می‌کند. مفاهیم آخرالزمانی، نجات زمین و ... از جمله موضوعاتی هستند که در این‌رمان ژانری به کار برده شده‌اند.

در بخشی از داستان «بازماندگان» می‌خوانیم:

درویش می‌گوید: «وقتی آخرین نفر از گروه بازماندگان که از نقشه مطلع بود، داشت جان می‌سپرد، خوشبختانه، من بالای سر او بودم. او به من چیزی داد و گفت که اگه رمزگشایی‌اش کنم، می‌تونم از نقشه سر دربیارم و با دنبال کردن دقیق دستورالعمل‌های نقشه می‌تونم باعث نجات زمین بشم.»

سپس او از جایش بلند می‌شود. به سراغ صندوق زیبایی که گوشه‌ای از اتاق قرار دارد، می‌رود و مدتی در آن جستجو می‌کند. پس از چندی برمی‌گردد و وقتی مشتش را باز می‌کند و چیز که در دست دارد را نشانمان می‌دهد، من صددرصد مطمئن می‌شوم این مرد دیوانه است و با حرف‌هایش همه‌ ما را سر کار گذاشته است. او مشتش را باز می‌کند و در دستش سه‌عدد صدف مارپیچی حلزون وجود دارد.

این‌کتاب با ۳۵۲ صفحه و قیمت ۶۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

دادگاه‌های تفتیش عقاید و دیگر فجایع کلیسا در قرون وسطا برای برخی ابزار تحقیر مسیحیان و حجتی! بر حقانیت خویشتن است؛ اما نباید فراموش کرد که همان سنت‌های الهی که با مسیحیان شوخی نداشت، با ما مسلمانان هم تعارف ندارد. داستان سوارشدن اهالی متون مقدس بر جهل مردم به نام دین و باجگیری روحانیت اشرافی از قدرت، در طول تاریخ بشر، یک داستان تکراری با نتایج تکراری ست. حتی برای اهالی کتاب و سنت اسلامی: «ایمانی که با ترس آمده باشد؛ با خنده خواهد رفت.» ...
این آزارِ کوچکِ از سر عادت، سرنوشتش را تغییر خواهد داد... موجودات هرچه قدر هم که کوچک و خُرد باشند شأن و منزلتی رعایت‌کردنی دارند... داستان بیست نفر از کسانی را که الهام‌بخشش بوده‌اند برای خوانندگان تعریف می‌کند... از خلبان و فضانورد و ژرف‌پیما هست تا دوچرخه‌سوار و ویولون‌زن و ویلچرنشین. زن‌ها و مردهایی که در سنین جوانی یا پیری از خانه بیرون زده‌اند... قصه‌ی تلاش برای رسیدن ...
روایتی از اعماق «ناشنیده‌ها» و «مسکوت‌ گذاشته شده‌ها»... دعوتی به اندیشیدن درباره‌ی «پدری و فرزندی»... پدر رفته است اما تو باید بمانی و «زندگی» کنی... مصاحبه یک روان‌درمانگر تحلیلی با چهارده فرزند شهید... کودکی، نوجوانی و بلوغ در نبود پدر چه رنگ و بویی داشت؟ فقدان او در بزنگاه‌های مهم زندگی -تحصیل، کار، ازدواج، صاحب فرزند شدن- خود را چگونه نشان داد؟... مادرانی که مجدداً ازدواج کرده‌اند و مادرانی که نه ...
صبا که نیم ‌ساعت دیرتر از صنم به دنیا آمده زودتر از او از دنیا می‌رود و خواهر خود را در گیجی و بهت چنین مرگ نزدیکی رها می‌گذارد... مسئله‌ی هر دو یکی است: «عشق»... سهم مادر در خانه پای تلویزیون مشغول تماشای سریال‌های جور و واجور... پرداخت به وجوه اروتیک و جسمانی یا زمینی عشق در پرده‌داری و حجب صورت گرفته ولی آن‌قدر به زبانی رومانتیک و رویایی نزدیک شده که گاه پرگو و گاه برانگیزاننده می‌شود. ...
الهامی از زندگی کارگران پاریسی... با کار رختشویی توانسته است که مبلغی پس‌انداز کند... از او دو پسر داشت... تنبل و خوش‌گذران است و به زودی معشوقه را رها می‌کند و به زنان دیگری روی می‌آورد... با او ازدواج می‌کند... کارگر دیگری زن را می‌ستاید و در دل به او عشق می‌ورزد، اما یاری او کارساز نیست... به باده‌گساری روی می‌آورد... شوق کار را از دست می‌دهد... برای گذران زندگی به روسپی‌گری روی می‌آورد... ...