با آمدن پدر از دشت‌بانی، ناصر و گلنار و بابابزرگ، همه‌شان با هم می‌روند که ماهی بگیرند. پدر می‌خواهد خبر باردار بودن مادر را به‌شان بدهد. اما توی شوق و سرخوشی خبر، یک‌هو چیزی سوت مانند و دنباله‌دار، شیشه‌ی تب‌دارِ آسمان قصر شیرین را خط می‌اندازد و می‌رود طرف "بابا یادگار" و همان‌جا است که قصه‌ی جنگ برای ناصر و خانواده‌اش کلید می‌خورد. داستان از اواخر شهریور 59 آغاز می‌شود و در زمستان وقتی که فرمانده آن‌ها را به پشت جبهه حرکت‌ می‌دهد؛ ختم می‌شود.

دشت بان  |  احمد دهقان
دشت بان . احمد دهقان

ناصر، که هم‌نامِ دیگر راویان کتاب‌های دهقان است، با این جمله داستانش را شروع می‌کند: «بابا خبرش را به‌مان داد». پدر ناصر دشت‌بان است. انگار که این شغل در خانواده‌شان موروثی است. با آمدن پدر از دشت‌بانی، ناصر و گلنار و بابابزرگ، همه‌شان با هم می‌روند که ماهی بگیرند. پدر می‌خواهد خبر باردار بودن مادر را به‌شان بدهد. اما توی شوق و سرخوشی خبر، یک‌هو چیزی سوت مانند و دنباله‌دار، شیشه‌ی تب‌دارِ آسمان قصر شیرین را خط می‌اندازد و می‌رود طرف "بابا یادگار" و همان‌جا است که قصه‌ی جنگ برای ناصر و خانواده‌اش کلید می‌خورد. داستان از اواخر شهریور 59 آغاز می‌شود و در زمستان وقتی که فرمانده آن‌ها را به پشت جبهه حرکت‌ می‌دهد ختم می‌شود.

وقتی جنگ شروع شد، اهالی مناطق غربی کشور از یک‌سو با دشمن رو در روی‌شان می‌جنگیدند و از طرفی با طبیعتی که با آن‌ها سر ناسازگاری داشت. شرایط سخت، زندگی در غار، حرکت در یخبندان برای رسیدن به پشت جبهه و مبارزه با حیوانات وحشی چهره‌ی دهشتناک دیگری از جنگ را به رخ‌ می‌کشد که کمتر مردمی در شرایط جنگی آن را لمس کرده‌اند.
دشت‌بان روایت یک نوجوان از آوارگی در جنگ است. او داستان را از زبان گذشته روایت می‌کند و این‌ باعث می‌شود که راوی بزرگ و دانا جلوه کند. ناصر اطلاعات زیادی را در مورد حیوانات، رودخانه‌ها و کوه‌ها و درخت‌ها به خورد مخاطب می‌دهد که این اطلاعات در حوزه‌ی زندگی شهری نمی‌گنجد.

ادبیاتی که برای گروه سنی نوجوان آفریده‌ می‌شود، در حوزه‌ی زبانی و مفاهیم محدودیت دارد. اما روایِ کتابِ دهقان به عمد از اصطلاحات بومی و اصطلاحات اصیل فارسی استفاده می‌کند. دهقان در این باره گفته است: «با محدود شدن در زندگی شهری، یک ‌عالمه واژه را به‌خاطر این‌که دیگر سر و کاری باهاشان نداریم، از زبان‌مان حذف کرده‌ایم و من خواستم که به عمد این دایره‌‌ی واژگانی را افزایش بدهم. شاید بچه‌های شهری تا‌ به حال اصطلاح "پاپلک کردن مرغ"‌ به گوش‌شان نخورده، چون در محیط اطراف‌شان مرغی نداشته‌اند».
نویسنده اصطلاحات غریبی مانند "زیرجُلکی خندیدن"، "فحش چاروادار"، "رُمبیدن دیوار" یا "تَلم شدن انجیرها" را برای مخاطب‌ نوجوانش به طور مستقیم معنی نمی‌کند؛ اما صحنه‌ را به گونه‌ای توصیف می‌کند تا او به بهترین نحو بتواند درباره‌ی آن کلمه تصویرسازی کند. و البته به ‌کارگیری این اصطلاحات آن‌قدری نیست که موجب فرار یا آزار خواننده بشود.

صفحه‌ی اول کتاب را که ورق می‌زنی، زیر عنوان دشت‌بان نوشته شده‌: رمان نوجوان. اما کتاب از لحاظ تکنیک و محتوا کاری است که برای بزرگسالان هم حرف دارد. شاید بتوان دشت‌بان را یک نمونه از بهترین کارهایی دانست که در ادبیات معاصر برای نوجوانان نوشته شده است.
دشت‌بان اولین رمان از مجموعه‌ی متون فاخر انتشارات نیستان است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

با نگارش رساله‌ای درباره ابن‌سینا، از دانشگاه آکسفورد دکترا گرفت... در دانشگاه شیکاگو به عنوان استاد اندیشه اسلامی فعالیت کرد... ارایه راه‌حلی بر روش تفسیری سنتی آیه به آیه مسلمانان... تاثیر متقابل وحی الهی و تاریخ یعنی تاثیر جامعه عصر نزول قرآن... رویکرد ناقص، گزینشی و بیرون‌نگر به قرآن را نقد می‌کرد و از اینکه هنوز مفسران معاصر از این روش برای فهم قرآن استفاده می‌کنند، ناراضی بود ...
بی‌مهری و خیانت مادر به پدر، خانواده را دچار تشنج می‌کند. موجب می‌شود آلیسا نفرت عمیقی از عشق زمینی پیدا کند. آلیسا برای رفع این عقده به عشق آسمانی پناه می‌برد و نافرجامی برای خود و ژروم و ژولیت به بار می‌آورد... بکوشید از در تنگ داخل شوید. دری که به تباهی منتهی می‌شود، فراخ و راه آن گسترده است زیرا دری که به حیات منتهی می‌شود، تنگ است. برای ژروم این در همان در اتاق آلیسا است ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...