نشر بان رمان «علی اشرف» اثر فرهاد خاکیان دهکردی را منتشر کرد.

علی اشرف فرهاد خاکیان دهکردی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، رمان «علی اشرف» به‌تازگی در ۱۰۰ صفحه و بهای ۴۰ هزار تومان توسط نشر بان منتشر و راهی بازار نشر شده است.

به قلم فرهاد خاکیان دهکردی پیشتر رمان‌های «پیشانی شکسته مجسمه‌ها» و «رخ» و مجموعه‌داستان‌های «یک مهمانی زنانه» و «نایب قهرمان» و مجموعه نمایشنامه «آیا…» منتشر شده بود. او سال‌هاست مدرس کارگاه نویسندگی اتاق آبی در شهرکرد است و اخیراً یک کتاب‌فروشی کوچک در همین شهر به نام «رخ» افتتاح کرده است.

خاکیان در نویسندگی خود را تحت تأثیر بهرام صادقی می‌داند.

در بخشی از رمان «علی‌اشرف» می‌خوانیم:

«خود تو علی‌اشرف، توی این زندگی کِی گذاشتی آب خوش از گلویت پایین برود، هان؟ … همه‌چیز را به خودت زهر می‌کنی. تابه‌حال شده از خودت بپرسی که این خودزنی‌ها تا کی؟ این‎طور که تو کمر به ویران‌کردن خودت بسته‌‎ای، والله که مغول کمر به ویران‌کردن نیشابور نبسته بود! داری هی وجودت را شخم می‌زنی و نمک می‌پاشی روی زخم‌های خودت… مگر نمی‌گفتی آدم از راه زخم‌هایش نفس می‌کشد؟ زخم‌هایی که نمک‌سودشان کرده‎‌ای، چه؟ مگر دست‌آخر آدم را خفه نمی‌کنند؟ با توأم علی‌اشرف… بلند شو، نگاه کن! می‌گویند این میدان توی جهان بی‎ همتاست؛ یعنی زیباترین میدان جهان است. علی‌اشرف، تو خوشحال نیستی… این‌جا توی قشنگ‌ترین جای دنیا به تو خوش نمی‌گذرد. بیش‌تر از هزار بار به من گفته‎‌ای که زن زیبایی هستم؛ خب علی‌اشرف، تو وقتی کنار من، آن‌هم توی این میدان خوشحال نیستی، وقتی باهات حرف می‌زنم به من نگاه کن، وقتی کنار من، آن‌هم این‌جا در نقش‌جهان خوشحال نیستی و یک‌بند سرت گرم کشیدن شمایل زنی غریب است، پس بهتر نیست اصلاً بروی گورت را علی‌اشرف… پس بهتر نیست بمیری؟»

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...