هوشنگ مرادی کرمانی تازه‌ترین رمانش را با نام «آب انبار» به نمایشگاه کتاب می‌آورد. این کتاب هفته گذشته به چاپ رسیده است.

به گزارش ایبنا، کتاب «آب انبار»، تازه‌ترین رمان هوشنگ مرادی‌کرمانی، به نمایشگاه کتاب می‌رود.

این کتاب که توزیع آن به تازگی آغاز شده، رمانی است که مانند اغلب آثار مرادی‌کرمانی مختص همه گروه‌های سنی نوشته شده است. «آب انبار» به گفته صالح رامسری، مدیر انتشارات معین و ناشر آثار این نویسنده، به شمارگان سه‌هزار و 300 نسخه با قیمت چهارهزار تومان ارایه می‌شود.

رامسری از انتشار چاپ‌های جدید آثار مرادی کرمانی به این شرح خبر داد: چاپ بیست‌و‌چهارم «قصه‌های مجید»، چاپ پانزدهم رمان «شما که غریبه نیستید»، چاپ سیزدهم «تنور»، چاپ هفدهم «مربای شیرین» چاپ هفتم «مثل ماه شب چهارده» و چاپ یازدهم «نخل»،‌ چاپ هفتم «خمره» و چاپ هشتم «نه تر و نه خشک».

همچنین داستان بلند «ناز بالش» مرادی‌کرمانی که اواخر  سال 1388 منتشر شد نیز از سوی همین ناشر در نوبت چاپ چهارم عرضه خواهد شد.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...