یکی از محبوب‌ترین کتاب‌های «ماسیمو بیزوتی» نویسنده ایتالیایی توسط انتشارات کتاب خورشید به بازار عرضه شد.

به گزارش خبرآنلاین، ماسیمو بیزوتی در سال 1979 در رم متولد شد. در رشته ادبیات تحصیل کرده است، پیانو می‌نوازد، آهنگ می‌سازد و شیفته ادبیات، روانشناسی و فلسفه‌های شرق است.
او به واسطه جملات زیبا و قصاری که در وبلاگ شخصی‌اش می‌نوشت، در میان خوانندگان به ویژه جوانان به محبوبیت زیادی دست یافت و سرانجام در سال 2010 اولین کتاب او به چاپ رسید.

در سال 2014 «تابلویی که هرگز نقاشی نشد» را در انتشارات موندادوری منتشر کرد که تا هفته‌های متمادی در صدر فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌ها در ایتالیا باقی ماند. این کتاب با اجازه رسمی از صاحب اثر برای نشر به زبان فارسی توسط سید مهدی موسوی ترجمه شده است.

در این رمان نویسنده سعی دارد تا آشفتگی ذهنی و دلواپسی ناشی از عشق و طغیان عواطف انسانی را به چالش بکشد و تعبیر جدیدی به آنها ببخشد. «تابلویی که هرگز نقاشی نشد»، بازتاب افکار نویسنده درباره عشق، زندگی روزمره و تاثیر روابط عاشقانه است.

چاپ اول این کتاب توسط انتشارات کتاب خورشید در تیراژ700نسخه و به قیمت 42000 تومان به بازار عرضه شده است. این چهل‌وسومین کتاب از ادبیات ایتالیا است که توسط این انتشارات به چاپ رسیده است.

دادگاه‌های تفتیش عقاید و دیگر فجایع کلیسا در قرون وسطا برای برخی ابزار تحقیر مسیحیان و حجتی! بر حقانیت خویشتن است؛ اما نباید فراموش کرد که همان سنت‌های الهی که با مسیحیان شوخی نداشت، با ما مسلمانان هم تعارف ندارد. داستان سوارشدن اهالی متون مقدس بر جهل مردم به نام دین و باجگیری روحانیت اشرافی از قدرت، در طول تاریخ بشر، یک داستان تکراری با نتایج تکراری ست. حتی برای اهالی کتاب و سنت اسلامی: «ایمانی که با ترس آمده باشد؛ با خنده خواهد رفت.» ...
این آزارِ کوچکِ از سر عادت، سرنوشتش را تغییر خواهد داد... موجودات هرچه قدر هم که کوچک و خُرد باشند شأن و منزلتی رعایت‌کردنی دارند... داستان بیست نفر از کسانی را که الهام‌بخشش بوده‌اند برای خوانندگان تعریف می‌کند... از خلبان و فضانورد و ژرف‌پیما هست تا دوچرخه‌سوار و ویولون‌زن و ویلچرنشین. زن‌ها و مردهایی که در سنین جوانی یا پیری از خانه بیرون زده‌اند... قصه‌ی تلاش برای رسیدن ...
روایتی از اعماق «ناشنیده‌ها» و «مسکوت‌ گذاشته شده‌ها»... دعوتی به اندیشیدن درباره‌ی «پدری و فرزندی»... پدر رفته است اما تو باید بمانی و «زندگی» کنی... مصاحبه یک روان‌درمانگر تحلیلی با چهارده فرزند شهید... کودکی، نوجوانی و بلوغ در نبود پدر چه رنگ و بویی داشت؟ فقدان او در بزنگاه‌های مهم زندگی -تحصیل، کار، ازدواج، صاحب فرزند شدن- خود را چگونه نشان داد؟... مادرانی که مجدداً ازدواج کرده‌اند و مادرانی که نه ...
صبا که نیم ‌ساعت دیرتر از صنم به دنیا آمده زودتر از او از دنیا می‌رود و خواهر خود را در گیجی و بهت چنین مرگ نزدیکی رها می‌گذارد... مسئله‌ی هر دو یکی است: «عشق»... سهم مادر در خانه پای تلویزیون مشغول تماشای سریال‌های جور و واجور... پرداخت به وجوه اروتیک و جسمانی یا زمینی عشق در پرده‌داری و حجب صورت گرفته ولی آن‌قدر به زبانی رومانتیک و رویایی نزدیک شده که گاه پرگو و گاه برانگیزاننده می‌شود. ...
الهامی از زندگی کارگران پاریسی... با کار رختشویی توانسته است که مبلغی پس‌انداز کند... از او دو پسر داشت... تنبل و خوش‌گذران است و به زودی معشوقه را رها می‌کند و به زنان دیگری روی می‌آورد... با او ازدواج می‌کند... کارگر دیگری زن را می‌ستاید و در دل به او عشق می‌ورزد، اما یاری او کارساز نیست... به باده‌گساری روی می‌آورد... شوق کار را از دست می‌دهد... برای گذران زندگی به روسپی‌گری روی می‌آورد... ...