کتاب «زیر نگاه ماه» به قلم سید محمدرضا دربندی توسط انتشارات کتاب نیستان به چاپ چهارم رسید.

زیر نگاه ماه سید محمدرضا دربندی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، چاپ چهارم کتاب «زیر نگاه ماه» به قلم سید محمدرضا دربندی و تصویرگری فامیل دشتی در چهل صفحه نیم وزیری از سوی انتشارات کتاب نیستان وارد بازار نشر شد.

این کتاب روایتی است عاشقانه از زندگی امام علی (علیه السلام) و حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) که از زبان حضرت امیرالمومنین بیان شده است.

در ادبیات داستانی ایران برای مخاطبان بزرگسال و نیز جوان و نوجوان و حتی کودک، نمونه‌های بسیاری از بازخوانی و روایت بخش‌هایی از زندگی ائمه معصومین وجود دارد که بر اساس آن نویسندگان به فراخور حال مخاطب و نگاه هنرمندانه و پژوهشگرانه خود به بازخوانی و بازنویسی فرازی تاریخی از زندگی ائمه پرداخته‌اند. با این همه در نگارش این دست آثار همواره محدودیت‌هایی از نقطه نظر روایت از یک معصوم وجود داشته است که تنها گره‌گشای آنها خلاقیت و نگاه هنرمندانه نویسنده بوده است.

«زیر نگاه ماه» اثری است از لحظات زندگی دو نفر از معصومین که در تاریخ زندگی شیعه و نیز در تاریخ اسلام دارای اهمیت بسیار زیادی هستند. با وجود شباهت‌های متعددی که در اسناد تاریخی درباره شرح زندگی این دو معصوم وجود داشته است، این کتاب و نویسنده‌اش با خلاقیتی قابل توجه از داشته‌های تاریخی موجود برای خلق روایتی استفاده کرده که ماده خامش را همه مخاطبان کتاب مطلعند اما روایت عاشقانه در بیان آن را تا پیش از این تجربه نکرده‌اند.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...