داستان بلند «مدام» نوشته پویه صمیمی توسط نشر خزه منتشر و راهی بازار نشر شد.

مدام پویه صمیمی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب چهارمین‌عنوانی است که این‌ناشر از زنان داستان‌نویس کشور منتشر می‌کند. پیش از این، رمان «خیابان هزاردرخت» و مجموعه‌داستان «گلی روی داشبورد» (هر دو از نسیم خلیلی)، و مجموعه‌داستان «ناداستانی به نام زندگی» اثر فریبا خانی در قالب این‌مجموعه منتشر شده‌اند.

هیچ را خیال‌کردن بهترین راه دیوانگی است. «مدام» داستان این‌خیال است؛ حکایت گم کردن زمان و جهت‌ها. جایی که دیروز و فردا یکی‌ است و آدم ها و اتفاق‌ها تکرار هذیان‌گونه خاطرات‌اند. هذیانی بی‌انتها. سرگیجه‌ای ناتمام.

پویه صمیمی، متولد ۱۳۵۸ در تهران است. وی فارغ‌التحصیل مقطع کارشناسی ارشد در رشته جرم‌شناسی از دانشگاه مفید قم و فارغ‌التحصیل مقطع دکترا در رشته حقوق بین‌الملل از دانشگاه حقوق و علوم سیاسی پکن است.

در بخشی از این داستان بلند آمده است:

«تو در آخرین پیغام‌هایت از بی‌دلیل رفتنم گله کرده بودی. از اینکه چرا به خودم زحمت نوشتن چهار کلمه را نداده‌ام و من فکر می‌کنم شاید حالا وقت خوبی برای نوشتن باشد و باور کن که این، بار اول‌ نیست که برایت می‌نویسم. پیش از این هم بارها نشسته‌ام، همه چیز را برایت نوشته‌ام و بعد به خودم آمده‌ام و دیده‌ام جای دیگری هستم و کلماتم در ناکجای دیگری جا مانده‌اند. با این حال باز تلاش می‌کنم. منّتی سر تو نیست. من تنها دلخوشی روزگارم همین است. همین کلماتی که هر بار به مقصد تو معلق بین زمین و آسمان ناکجا قطار می‌شوند. هرچند که همواره نمی‌رسند.»

این‌کتاب با 80 صفحه و قیمت 30 هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...