اسامی پرفروش‌ترین نویسندگان فرانسوی در سال ۲۰۱۸ اعلام شد.

به گزارش مهر به نقل از فیگارو، آمار فروش پرفروش‌ترین نویسندگان سال فرانسه با جمع‌آوری آمار فروش ۵ هزار مکان فروش کتاب تهیه شده است.

برای هشتمین سال متوالی گیلرمو موسو در راس فهرست پرفروش‌های فرانسه قرار گرفته است.

این ۱۰ نویسنده در مجموع حدود ۷ میلیون و نزدیک به یک چهارم آثار داستانی فرانسه در سال ۲۰۱۸ را فروخته‌اند. نویسندگان پرفروش معمولا کاری به کار منتقدها ندارند و آثاری خلق می‌کنند که به خوبی به فروش می‌رسند.

آمار فروش ۱۰ نویسنده پرفروش فرانسه در مقایسه با سال پیش ۳ درصد رشد داشته است.

۱۰ نویسنده برتر فرانسوی از نظر فروش در سالی که گذشت عبارت بودند از:

گیوم موسو با فروش ۱.۶ میلیون نسخه کتاب
میشل بوسی با فروش ۹۷۵ هزار و ۸۰۰ نسخه
ژوئل دیکر با فروش ۸۹۴ هزار و ۴۰۰ نسخه
اورولی والونی با فروش ۸۳۴ هزار و ۵۰۰ نسخه
مارک لوی با فروش ۸۲۰ هزار و ۸۰۰ نسخه
ویرجینی گریمالدی با فروش ۶۷۴ هزار و ۵۰۰ نسخه
پی‌یر لامتق با فروش ۶۷۳ هزار و ۲۰۰ نسخه
رافایله جیوردانو با فروش ۶۰۲ هزار و ۲۰۰ نسخه
فرانسواز بوردین با فروش ۵۹۲ هزار و ۴۰۰ نسخه
فرانک تیلیس با فروش ۵۴۶ هزار و ۱۰۰ نسخه

انتظار می‌رود کتاب جدید میشل اولبک که به تازگی منتشر شد و در راس پرفروش‌های فرانسه جای گرفته در فهرست سال بعد پرفروش‌های فرانسه خودنمایی کند.

امسال در میان ۲۰ نویسنده پرفروش فرانسه ۱۵ نویسنده از ملیت‌های دیگر یا مختلط هستند که در مقایسه با ۱۱ مورد در سال ۲۰۱۷ نشان دهنده اقبال بیشتر به نویسندگانی از ملیت‌های دیگر در فرانسه است.

موسو سال ۲۰۱۸ جدیدترین کتابش با عنوان «دختر و شب» را منتشر کرد که آوریل ۲۰۱۸ به بازار آمد و به عنوان کتاب پرفروش تابستان نام خودش را ثبت کرد.  موسو از سال ۲۰۱۱ در راس فهرست پرفروش‌ها جای دارد.

میشل بوسی جلوتر از ژوئل دیکر جای گرفته است که سال پیش در این فهرست جایی نیافته بود. بوسی ۵۳ ساله استاد جغرافی و خالق آثار کارآگاهی و تحلیل سیاسی است که از سال ۲۰۱۳ به فهرست پرفروش‌ها راه یافت. در آن سال او ۴۸۰ هزار نسخه کتاب فروخته بود. تقریبا همه هشت عنوان کتابی که او از سال ۲۰۱۱ منتشر کرده به زبان انگلیسی هم منتشر شده‌اند.

ژوئل دیکر نویسنده ۳۳ ساله سوییسی با «حقیقت ماجرای هری کبر» و «ماجرای ناپدید شدن استفانی ملر» شهرتی جهانی یافته است. «حقیقت ماجرای هری کبر» او چند هفته پیش در قالب یک سریال روی آنتن تلویزیون رفت. در این میان قرار گرفتن در جایگاه پنجم شاید برای مارک لوی عجیب باشد .

در عین حال در این فهرست چهار نویسنده زن حضور دارند که شامل اورولی والونی در مکان چهارم، ویرجینی گریمالدی، رافایله جیوردانو و فرانسواز بوردین می شود.

نکته قابل تامل دیگر این که کتابخوان‌های فرانسوی علاقه خاصی به قطع جیبی دارند و سه چهارم کتاب‌های فروخته شده در این مجموعه در قالب جیبی منتشر شده‌اند. در مورد رافایله جیوردانو ۹۰ درصد کتاب‌های او در قطع جیبی فروخته شده‌اند.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...