نویسنده لبنانی برای رمان «میکروفون خاموش» [میکروفون کاتم صوت] برنده مدال نجیب محفوظ امسال شد.

میکروفون خاموش» [میکروفون کاتم صوت]  محمد طرزی،

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، مدال ادبی نجیب محفوظ در سال ۲۰۲۴ به محمد طرزی، رمان‌نویس لبنانی برای رمان «میکروفون خاموش» اهدا شد.

رمان برنده توسط اعضای هیئت داوران از بین ۶ رمان برگزیده انتخاب شد. ریاست این هیئت را سارا عنانی استاد دپارتمان انگلیسی دانشگاه قاهره بر عهده داشت و کی هیکینن نویسنده و استاد سابق دانشگاه شیکاگو، احمد طیباویی برنده بوکر عربی ۲۰۲۳، یوسف راخا رمان‌نویس و شاعر و مایسا زکی منتقد ادبی، اعضای آن بودند.

رییس هیئت داوران گفت: «میکروفون خاموش» برای استعاره عمیق و تصاویر و شخصیت‌های قدرتمند و همچنین سبک روایی روانش انتخاب شده است و اگر چه امروز لبنان را مورد بحث قرار می‌دهد، اما از محدودیت‌های مکان و زمان خود بیرون می‌آید تا یک واقعیت کلی انسانی را برای ما که در جامعه معاصر در شهرهایی زندگی می‌کنیم که روح‌ها را خفه می‌کنند و رویاها را می‌کشند، آشکار کند.

مدال نجیب محفوظ برای ادبیات که سال ۱۹۹۶ تأسیس شد، به بهترین رمان معاصر منتشر شده به زبان عربی اهدا می‌شود و افزون بر جایزه نقدی ۵ هزار دلاری، به برنده ترجمه انگلیسی اثر را نیز اهدا می‌کند و آن را منتشر می‌کند. امسال ۱۸۱ اثر ارسالی از ۱۸ کشور عرب زبان در این رقابت شرکت داشتند.

نسخه انگلیسی این رمان نیز مانند برندگان پیشین توسط «ای‌یوسی پرس» که ناشر اولیه نسخه‌های انگلیسی زبان کتاب‌های نجیب محفوظ در طول بیش از ۳۰ سال بوده منتشر می‌شود. این مرکز همچنین مسئول صدور مجوز برای حدود ۶۰۰ نسخه ترجمه شده به زبان‌های خارجی آثار نجیب محفوظ نویسنده برنده نوبل ادبیات سال ۱۹۸۸، به بیش از ۴۰ زبان در سراسر جهان بوده است.

دیگر آثاری که به فهرست نهایی امسال راه یافته بودند شامل «آسمان سیگار می‌کشد» نوشته وجدی الاحدال از یمن، «زن شیشه‌ای» نوشته عمرو العدلی از مصر، «کاتب: ابوحیان التوحیدی» نوشته هشام عید از مصر، «نام من زایزافون» نوشته سوسن جمیل حسن از سوریه و «خانه قاضی: سفر قاسم بن یونس» نوشته محمود عادل طه از مصر بودند.

«میکروفون خاموش» گورستانی را موضوع خود قرار داده که نمادی از زوال ناگزیر است و در حالی که دریا بارقه‌ای از امید می‌دهد، اما در حقیقت گورستان دیگری برای مهاجرانی است که به دنبال زندگی بهتر هستند. این رمان با نشان دادن تضادهای درونی، واقعیت لبنان را از طریق شخصیت‌هایی که به همان اندازه واقعی و خیالی هستند، نشان می‌دهد و قهرمان داستان، سلطان، مرد جوانی است که در خانه‌ای مشرف به گورستان متولد شده و مشتاق مهاجرت است و در نهایت خود را بین دو گورستان می‌بیند.

محمد طرزی رمان نویس لبنانی متولد سال ۱۹۸۳ است و کارش بر تاریخ جهان عرب در شرق آفریقا متمرکز است. او ۹ رمان نوشته که شامل داستان‌های تاریخی، رئالیسم انتقادی، داستان برای جوان و میراث فرهنگی است. رمان‌های او تاکنون در فهرست نهایی جایزه کاتارا برای داستان عربی و جایزه کتاب شیخ زاید قرار گرفته‌اند و «جزایر میخک» برنده جایزه غسان کنفانی برای ادبیات داستانی در اردن شد و «نوستالژی» جایزه توفیق باکار را برای داستان عربی در تونس در سال ۲۰۱۹ دریافت کرد.

برنده این جایزه هر سال ۱۱ دسامبر در زادروز تولد نجیب محفوظ معرفی می‌شود.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...