کتاب «معنا در معماری معاصر ایران؛ بعد از انقلاب اسلامی» تالیف جواد ایرجی و ویدا نوروز برازجانی توسط انتشارات دانشگاه معماری و هنر پارس منتشر و راهی بازار نشر شد.

معنا در معماری معاصر ایران؛ بعد از انقلاب اسلامی جواد ایرجی و ویدا نوروز

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب در ۳ فصل، «مطالعات نظری: اصول و تعاریف»، «معنا در معماری» و «معنا در معماری معاصر ایران از ۱۳۹۹ تا ۱۳۵۷» به بررسی هویت، سنت‌ها و فرهنگ‌های بومی و حفظ جایگاه آنها در بستر امروزی جامعه می‌پردازد. اثر پیش‌رو، تلاشی در مقیاس کوچک، برای ایجاد گفتمان در حوزه افق‌ها و نگرش‌های جدید معماران معاصر کشور است که تلاش می‌کنند، معنا در معماری را در آثار خود برای نسل‌های بعد ترجمه کنند.

فصل اول شامل مباحث معنای معنا و معناشناسی و بررسی مکاتب معنا در زبان شناسی است. در فصل دوم به صورت تخصصی حوزه معناشناسی در معماری مورد تحلیل قرار گرفته و در فصل سوم نیز به بررسی تخصصی معماری معاصر ایران بعد از انقلاب اسلامی و مصاحبه با معماران این نسل و بررسی عوامل معناشناسی در آثار آنها پرداخته شده است.

جستجوی معنا و جایگاه آن در معماری، دغدغه‌ای است که این کتاب سعی بر مطالعه و بررسی و ارائه آن دارد. این امر را می‌توان در گونه‌های مستقیم (شکلی و فرمال)، غیرمستقیم (عملکردی و مفهومی) و ترکیبی جستجو کرد. با توجه به سابقه طولانی این حوزه پژوهش در ایران و نیز تمایل معماران معاصر به استفاده از معنا، اصل و هویت پیشین در قالبی نو در طرح‌های خویش، مشخص شدن معیارهای سنجش معنا و ارائه راهکارهایی کیفی که بتواند کمکی بر روند طراحی معماری در این زمینه کند، مواردی است که در این کتاب به آن پرداخته شده است.

این‌کتاب پژوهشی، تلاش داشته تئوری و فلسفه‌های مشخص در این رابطه را بازخوانی کند و جهت نیل به این هدف، ابتدا مبانی نظری، اصول و تعاریف معناشناسی که شامل مباحث معنای معنا، معنای زندگی، معنا و فراطبیعت‌گرایی، معنا و طبیعت‌گرایی و بحث هیچ‌انگاری، بی‌معنایی و نازادگرایی هستند را مورد مطالعه قرار داده است. در گام بعدی با توجه به اینکه "علم زبان‌شناسی" از علوم پیشرو در زمینه معناشناسی است، با مطالعه نظریه‌ها و تئوری‌های معناشناسی در علم زبان‌شناسی و نیز مکاتب معناشناسی معاصر، سعی بر یافتن تئوری مشخص برای این منظور کرده است تا معنا و ترجمه آن در معماری را مورد مطالعه قرار دهد.

مولفان کتاب، سپس با مقایسه تطبیقی نظریه‌های مذکور و نیز مکاتب بررسی شده، تلاش بر جستجوی معنا و مشخص شدن معیارهای سنجش معنا در آثار منتخب داشته که در این کتاب مورد مطالعه قرار گرفته است.

کتاب «معنا در معماری معاصر ایران؛ بعد از انقلاب اسلامی» تألیف جواد ایرجی و ویدا نوروز برازجانی در ۲۳۷ صفحه و شمارگان ۱۰۰۰ نسخه، مهرماه از سوی انتشارات دانشگاه معماری و هنر پارس به قیمت ۳۰ هزار تومان در بازار کتاب عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...