پُل میان علم و زمان در آثار برایان ریدلی و اتی‌ین کلن | ایسنا


در دنیای امروز، فهم ما از جهان نه‌تنها بر پایه‌ داده‌ها و ابزارهای علمی استوار است، بلکه به شکل عمیقی به پرسش‌های فلسفی گره خورده است. علم تلاش می‌کند با روش‌های تجربی و مدل‌های ریاضی، نظم و قانونمندی طبیعت را آشکار کند، اما در دلِ همین فرایند، پرسش‌هایی پدید می‌آیند که فراتر از اندازه‌گیری و آزمایش هستند - به‌ویژه زمانی که به مفاهیمی بنیادین مثل «زمان» می‌رسیم. در اینجاست که کتاب‌های «درباره علم» [On science] نوشته‌ برایان ریدلی [Brian Ridley] و «درباره زمان» [Tactiques de chronos] اثر اتی‌ین کلن [Étienne Klein]، هر یک از زاویه‌ای متفاوت اما مکمل، به این دو محور اساسی درک انسان از جهان می‌پردازند. این دو کتاب با ترجمه قاسم مومنی، ماندانا فرهادیان و محمدابراهیم محجوب از سوی نشر ماهی منتشر شده‌ است.

خلاصه کتاب درباره علم» [On science] نوشته‌ برایان ریدلی [Brian Ridley]

«درباره علم» اثر برایان ریدلی، در سیزده فصل خود می‌کوشد ماهیت علم، روش‌های علمی و نقش آن در پیشرفت بشری را به‌صورت ساده و در عین حال عمیق تشریح کند. ریدلی در این اثر تلاش می‌کند علم را نه فقط به عنوان مجموعه‌ای از دانسته‌ها، بلکه به عنوان فرآیندی پویا و مستمر معرفی کند که در آن پرسش‌های جدید به ظهور می‌آیند و پاسخ‌های قدیمی بازنگری می‌شوند. او با زبانی روان و مثال‌های ملموس، نشان می‌دهد که علم چگونه توانسته است مرزهای دانش بشری را گسترش دهد و جهان را برای ما قابل فهم‌تر کند.

ریدلی به اهمیت شک و تردید علمی، آزمایش‌های تجربی، و اصلاح نظریه‌ها تأکید دارد و نشان می‌دهد که علم چیزی ثابت و غیرقابل تغییر نیست، بلکه مسیری است پر از پرسش، جستجو و اصلاح مکرر. این نگرش ریدلی به علم به خواننده یادآوری می‌کند که علم تنها مجموعه‌ای از حقایق نیست، بلکه راهی برای تفکر و بررسی مداوم جهان است.

از سوی دیگر، «درباره زمان» اثر اتی‌ین کلن، فیلسوف و فیزیکدان فرانسوی، به طور خاص به مفهوم زمان می‌پردازد و بیست‌وپنج پرسش‌ عمیق درباره ماهیت آن مطرح می‌کند. کلن در این کتاب تلاش می‌کند زمان را از دریچه‌ای فلسفی و علمی بررسی کند و نشان دهد که زمان تنها یک بُعد فیزیکی نیست، بلکه ساختاری پیچیده و چندلایه است که درک آن فراتر از ابزارهای معمول فیزیک قرار دارد.

کلن در این کتاب، زمان را به عنوان مفهومی متغیر و چندبُعدی می‌بیند که بسته به نگاه علمی یا فلسفی ممکن است تعاریف متفاوتی داشته باشد. او به چالش‌های فهم زمان در نظریه‌های نسبیت، مکانیک کوانتومی و فلسفه اشاره می‌کند و تلاش می‌کند خواننده را به تأمل درباره ارتباط زمان با آگاهی، حافظه و تجربه انسانی دعوت کند.

این دو کتاب، اگرچه موضوعات جداگانه‌ای را پوشش می‌دهند، اما مکملِ یکدیگرند. برایان ریدلی بر اهمیت فرآیند علمی در شناخت جهان تمرکز دارد، درحالی‌که اتی‌ین کلن نشان می‌دهد که برخی مفاهیم بنیادین مثل زمان، فراتر از یک مدل ساده علمی هستند و نیازمند تفکر فلسفی عمیق‌اند. این ارتباط میان علم و فلسفه، محور اصلی فهم ما از جهان را شکل می‌دهد.

در هر دو کتاب، نویسندگان به خواننده این فرصت را می‌دهند که نه فقط صرفاً مصرف‌کننده دانش باشند، بلکه به عنوان اندیشمندان فعال، پرسش کنند و در مسیر کشف حقیقت همراه شوند. برایان ریدلی با تبیین روش علمی و چالش‌های آن، خواننده را به دنیای پرسش‌های علمی دعوت می‌کند. اتی‌ین کلن نیز خواننده را به درک پیچیدگی‌های زمان، یکی از اسرار بزرگ طبیعت، ترغیب می‌کند.

خلاصه کتاب درباره زمان» [Tactiques de chronos] اثر اتی‌ین کلن [Étienne Klein]

از نظر ساختاری، «درباره علم» متنی قابل فهم و ساده‌گرا دارد که برای همه گروه‌های سنی و مخاطب علاقه‌مند به علم مناسب است. در مقابل، «درباره زمان» اثری است که علاوه بر زبان علمی، به مفاهیم فلسفی نیز می‌پردازد و شاید برای خوانندگانی که کمی با فلسفه و فیزیک آشنا هستند جذاب‌تر باشد، با‌این‌حال این کتاب نیز می‌تواند برای همگان جذاب باشد؛ چراکه دریچه‌ای تازه رو به هستی باز می‌کند.

موضوع دیگری که در هر دو کتاب برجسته است، تأکید بر تکامل دانش و زمان به عنوان مفهومی که همیشه در حال تغییر و تحول است. ریدلی با نشان دادن اینکه علم هیچ‌گاه به پایان نمی‌رسد، و کلن با بیان اینکه زمان مفهومی چندوجهی و پیچیده است، به ما یادآوری می‌کنند که دانش و فهم ما از جهان محدود و موقت است و همیشه در حال بازنگری است.

این دیدگاه در جهان امروز که سرعت تغییرات علمی و فناوری بسیار بالاست، اهمیت ویژه‌ای دارد. هر دو کتاب خواننده را به تفکر درباره مرزهای دانش، نقش انسان در کشف آن و نیز پیچیدگی‌های مفهومی زمان دعوت می‌کنند.

در نهایت، می‌توان گفت که خواندن همزمان این دو کتاب، تجربه‌ای متفاوت و تکمیل‌کننده خواهد بود. ریدلی با رویکردی علمی و کاربردی، چارچوب فهم ما را درباره علم روشن می‌کند و کلن با نگاهی فلسفی و علمی به زمان، ابعاد تازه‌ای از این مفهوم را باز می‌کند که درک عمیق‌تری از جهان به دست می‌دهد.

اگر بخواهیم به صورت خلاصه‌تر بگوییم، «درباره علم» و «درباره زمان» هر دو تلاش می‌کنند ما را به تفکر عمیق‌تر درباره جهان و روش‌های شناخت آن وادار کنند. ریدلی علم را به عنوان فرآیندی پویا و پرچالش معرفی می‌کند، و کلن زمان را به عنوان مفهومی پیچیده و چندبعدی که مرزهای فهم علمی را به چالش می‌کشد. خواندن این دو کتاب، نگاهی جامع و چندوجهی به دانش و وجود به ما می‌بخشد.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...