انتشارات کتاب نیستان کتاب «گزیده و حس و حالی از نهج‌البلاغه» نوشته عماد افروغ را منتشر کرد.

گزیده و حس و حالی از نهج‌البلاغه به انتخاب عماد افروغ

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم،‌ انتشارات کتاب نیستان تازه‌ترین کتاب عماد افروغ را منتشر کرد. این کتاب که «گزیده و حس و حالی از نهج‌البلاغه» نام دارد، طی دو سال تالیف شده است. 

افروغ در این کتاب همان‌طور که از نامش پیدا است،‌ منتخبی از خطبه‌ها، حکمت‌ها و نامه‌های نهج البلاغه را انتخاب و به فراخور حس و حال و اندیشه‌ای که در مواجهه با این خطبه‌ها و حکمت‌ها در او شکل گرفته در شرح و تفسیر آنها مطالبی را نوشته است.

وی هدف از نگارش چنین کتابی را جدای از علاقه‌مندی حسی خود، باورمندی‌اش به کشف و حل مشکلات حکمرانی شیعی در ایران با تمسک به حکمت‌ها و سخنان حضرت علی(ع) عنوان کرده است. 

کتاب از یک مقدمه و سه بخش حکمت‌ها،‌ خطبه‌ها و نامه‌ها تشکیل شده است. افروغ در بخشی از مقدمه این کتاب می‌نویسد: نام حضرت امیر(ع) همواره برایم حالت خاص از حکمت و عظمت همراه با پیچیدگی و رمزآلودگی را رقم زده است، علی(ع) نمونه و مصداق واقعی و بارز همان آهنگ و ژانر با بافت فراگیر چند ژانری است که همواره از آن گفته و نوشته‌ام. ژانری که به دنبالش بودم و نظراً به آن رسیده‌ام را می‌توان عملاً در علی(ع) جستجو کرد. علی(ع) الگوی واقعی و فراگیر یک زندگی است، علی(ع) خود زندگی است، اگر بدون غور و فهم اولیه سراغش بروی گیج و مبهوت می‌شوی،‌ اما به تدریج که آشنا شدی و این آشنایی را باید تا مطالعه همه آثارش به تعویق بیندازی شاید بعد از آن باشد که تا حدودی فهمی اولیه به دست آورده و از روزنه این فهم اولیه برای فهم بیشتر و بیان شخصیت ذوالابعاد او بتوانی استفاده کنی و شاید هم هرگز نتوانی به این هدف نائل آیی...

انتشارات نیستان این کتاب را در 300 نسخه به قیمت 29 هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...