کتاب «عشق غریبه‌ها»  [The love of strangers : what six Muslim students learned in Jane Austen's London] به قلم «نایل گرین» [Nile Green] منتشر شد. این کتاب سرگذشت محصلان ایرانی به اروپا برای یادگیری علوم جدید را روایت می‌کند.

عشق غریبه‌ها»  [The love of strangers : what six Muslim students learned in Jane Austen's London] نایل گرین» [Nile Green]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، کتاب «عشق غریبه‌ها» با ترجمه امیرمهدی حقیقت و توسط نشر چشمه منتشر شد.

در معرفی این کاتب آمده است:

بیش از دویست سال پیش، یک شب تابستانی سال ۱۸۱۵، یک کشتی به گریت یارموت در کرانه شرقی انگلستان رسید. شهری که تفریحگاهی ساحلی بود و چراغ‌های رنگی پرنور می‌درخشید. شش محصل ایرانی بر عرشه ایستاده بودند و باد، نغمه‌ی سازها و صدای سرخوشی «اینگلیسی‌» ها را به گوش می‌رساندند.

این ششر نفر، نخستین گروه از دانشجویان ایرانی (و نخستین مسلمانان) بودند که به انگلستان رفتند تا با «علوم جدید» آشنا شوند و بیش از سه سال آنجا زندگی کردند. میرزاصالح که برای آشنایی با زبان انگلیسی و ترجمه آمده بود، میرزا رضا آمده بود با توپخانه و فنون نظامی آشنا شود، میرزا جعفر که می‌خواست شیمی و حاجی‌بابا که می‌خواست پزشکی و جراحی بیاموزد، میرزا جعفر حسینی که آمده بود مهندسی فرا بگیرد و محمدعلی، قفل‌سازی که آمده بود آهنگری و فلزکاری بیاموزد و یکی از نخستین شرقیانی شد که یادگرفت موتور بخار چگونه کار می‌کند.

نایل گرین (1972 -)، استاد دانشگاه لس‌آنجلس، با تکیه بر سفرنامه فارسی میرزاصالح شیرازی، طی ۹ سال پژوهش در اسناد وزارت خارجه بریتانیا و گشتن در میان خاطرات سیاستمداران، دانشمندان و دانشگاهیان انگلیسی‌ای که جوانان ایرانی با آن‌ها نشست و برخاست داشتند، می‌کوشد تصویری کامل از زندگی و تحصیل آن‌ها در آن سال‌ها ارائه دهد؛ سال‌هایی که از قضا «جین آستین»، نویسنده انگلیسی، هم محبوب‌ترین رمان‌های خود را در حوالی اقامتگاه‌های آنان می‌نوشت.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...