«انقلابی‌ها دوباره دست‌به‌کار می‌شوند» [The revolutionaries try again] اثر مائورو خاویر کاردناس [Mauro Javier Cárdenas] به بازار نشر عرضه شد.

انقلابی‌ها دوباره دست‌به‌کار می‌شوند» [The revolutionaries try again]  مائورو خاویر کاردناس [Mauro Javier Cárdenas]

به گزارش کتاب نیوز، «انقلابی‌ها دوباره دست‌به‌کار می‌شوند» با ترجمه طهورا آیتی و توسط نشر برج منتشر شده است.

مائورو خاویر کاردناس در رشته‌ی اقتصاد از دانشگاه استنفورد فارغ‌التحصیل شد. در سال ۲۰۱۶ اولین رمانش، «انقلابی‌ها دوباره دست‌به‌کار می‌شوند» را انتشارات «کافی‌هاوس‌پرس» منتشر کرد. رمان دیگر او با نام «زبان‌پریشی» در سال ۲۰۲۰ از سوی نشر اف‌. اس‌. جی. منتشر شد.

کاردناس در سال ۲۰۱۷ جایزه‌ی جوزف هنری جکسن را برد و در همان سال جشنواره‌ی هِی او را در فهرست «بوگوتا ۳۹» قرار داد که برگزیده‌ای است از بهترین رمان‌نویسان جوان اهل آمریکای لاتین. همچنین آثار او در نشریاتی چون کانجانکشنز، گرنیکا، ویتنس و آنتیاک ریویو به چاپ رسیده است.

در معرفی این اثر او ناشر آورده است:

رمان پرطمطراق، ابسورد و خودآگاهِ «انقلابی‌ها دوباره دست‌به‌کار می‌شوند» در دل دهه‌ای از تاریخ معاصر اکوادور می‌گذرد که ریاضت اقتصادی گریبان‌گیر کشور شده است. کتابْ آرمان‌گرایی ناکام‌مانده‌ی دوستان دیرین را حکایت می‌کند؛ دوستانی که یکی دیوان‌سالار و یکی نمایشنامه‌نویس است و دیگری هم در تبعید خودخواسته به سر می‌برد؛ آن‌ها به میزانی که از زشتی‌ها و شرارت‌های دیکتاتوری مطمئن‌اند، در هر چیز دیگری، از جمله یکدیگر، تردید می‌کنند.

طهورا آیتی مترجم این اثر متولد ۱۳۶۸ در تهران است. او از رشته‌ی زبان و ادبیات انگلیسی در مقطع کارشناسی از دانشگاه تهران و در مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه شهیدبهشتی فارغ‌التحصیل شده است.

«انقلابی‌ها دوباره دست‌به‌کار می‌شوند» اثر مائورو خاویر  در 360 صفحه و قیمت 88 هزارتومان منتشر شده و در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...