«سنت‌های عقلانی در اسلام» با تنظیم و تدوین فرهاد دفتری و ترجمه فریدون بدره‌ای از سوی نشر فرزان روز به چاپ دوم رسید.

سنت‌های عقلانی در اسلام فرهاد دفتری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، موسسه تحقیقات اسماعیلی در سال ۱۹۹۴ سمیناری تحت عنوان «سنت‌های عقلانی در اسلام» در ملورسنتر کالج چرچیل، دانشگاه کمبریج از ۱۴ تا ۲۰ اوت تشکیل داد. این مجموعه مقالات با استثنایی چند، عمدتا از این سمینار نشات گرفته است.

مقالاتی که در این کتاب آمده است، با استثناهایی که ذکر شد در اصل از روی نوار سخنرانی‌ها به نگارش درآمد و سپس ویراسته شده است.

یازده مقاله این مجموعه شامل عناوینی چون «دیباچه»، «زندگی عقلانی در چهار سده نخستین اسلام»، «پژوهش علمی و فلسفی: دستاوردها و واکنش‌ها در تاریخ اسلام»، «سنت عقلانی در اسلام»، «حدود درست کیشی در اسلام»، «زندگی عقلانی در میان اسماعیلیان: یک چشم‌انداز کلی»، «ناصرخسرو: متفکر فاطمی»، «عقل و تجربه عرفانی در تصوف»، «ملاحظاتی چند درباره محیط عقلانی دینی ایران در عصر صفویه»، «زن، نصف مرد؟ بحران معرفت‌شناسی مذکر در فقه اسلامی» و «اسلام امروز میان سنت و جهانی‌گری» است.

تحول و دگرگونی یافتن اسلام از یک دین به صورت یک تمدن بزرگ جهانی، در دهه‌های اخیر موضوع بررسی‌های بسیار قرار گرفته است. اسلام همین که از زادگاه خود، شبه جزیره عربستان، به بیرون انتشار یافت رهاوردهای فکری جمع کثیری از افراد، جماعات و فرهنگ‌های مناطقی که در نهایتِ کار جهان اسلام را به وجود آوردند، آن را غنی ساخت. در حقیقت، تا قرن چهارم/دهم تمدن اسلامی را تنوع و تکثر سنت‌های ادبی و عقلانی در زمینه‌های مختلف علم و دانش مانند کلام، فقه، فلسفه، ادبیات، تصوف، هنر و صنعت و علوم طبیعی مشخص می‌ساخت. در همان حال، اسلام به‌عنوان یک دین با شرح و تفسیرهای گوناگون مورد تامل و تعبیر قرار گرفته بود.

یکی از مهم‌ترین مشخصه‌های تاریخ اسلام، گسترش سریع امپراتوری اسلام پس از رحلت حضرت محمد(ص) است. این امر منجر به بسط امپراتوری در بخش‌هایی از خاورمیانه شد که در آنجا از دیر زمانی پیش، تمدن‌های مختلفی استقرار یافته بودند. حکمرانان جدید مسلمان ناگهان خود را با مردمانی مواجه دیدند که اندیشه‌ها و افکاری درباره خداشناسی، پزشکی، نجوم و ریاضیات داشتند.

مشغله ذهنی متفکران اولیه مسلمانان مسائلی بود که با گسترش اسلام ارتباط داشت. یکی از این مسائل این بود که برای نخستین نسل مسلمانان، خاطره و یاد کردار و گفتار پیامبر اگر هم در اندیشه و ذهن آنها تازه و زنده نبود، از راه ارتباط مستقیم با کسانی که پیامبر را می‌شناختند، وجود داشت.

دیگر مساله، انتشار اسلام بود و اینکه آیا اسلام دینی بود محدود به طبقه گزیده حاکم؟ یا دینی بود عمومی و جهانی؟ در این مورد نظریات مختلفی وجود داشت.

نوشتارهای این مجموعه مقالات، به استثنایی چند، عمدتا از یک سمینار نشات گرفته است که توسط اندیشمندان و پژوهشگران مسائل دینی و سنت عقلانی به رشته تحریر درآمده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...