کتاب «عصرانه‌های سفر» به کوشش نسیم معماریان و با پژوهشی از خشایار حاجی سیدجوادی منتشر شد.

عصرانه‌های سفر» به کوشش نسیم معماریان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب در ۱۵۱ صفحه با قیمت ۱۲۵ هزار تومان در انتشارات میردشتی عرضه شده است.

در معرفی این کتاب عنوان شده است: کتاب «عصرانه‌های سفر» مجموعه‌ای از ده مصاحبه با ده تن از اهالی سفر است که در طول جست‌جوهای خود به محتوایی جذاب و خواندنی دست پیدا کرده‌اند.

این کتاب حاصل نشست‌ها و گفت‌وگوهایی تعاملی در خصوص جاذبه‌های گردشگری ایران است که با عنوان «چرا سفر می‌کنید؟» در مجموعه فرهنگی کارفه در سال ۱۳۹۸ برگزار شد.

«عصرانه‌های سفر» در ۱۰ فصل و با موضوعات جاذبه‌های طبیعی، حیات وحش، گردشگری ماجراجویانه، هنر، میراث ناملموس، رسانه و راهنمای گردشگری، اقامتگاه‌ها و صنایع دستی همراه است و انتخاب‌ هر موضوع بر اساس جایگاه آن‌ در حوزه فرهنگ است.

هدف کتاب «عصرانه های سفر» ایجاد چرایی و نقش پویایی سفر در ذهن مخاطب است؛ این‌که گردشگر با نگاهی متفاوت سفر کند و توجه خود را به ابعاد فرهنگی و در جهت گردشگری پایدار معطوف سازد.

همچنین در معرفی ناشر می‌خوانیم: «همه‌ ما سفرهای بسیاری رفته‌ایم. از جاده‌ها، رودها و دشت‌های پهناوری گذر کرده‌ایم. انسان‌های بی‌شماری دیده‌ایم. قصه‌های زیادی شنیده‌ایم. قاب چشمانمان مناظر درخشانی را در خود جای داده است و در میان ویران‌ها و بناها به پای روایت تاریخ و اسطوره نشسته‌ایم. آموختیم، تجربه کردیم و لذت بردیم. و حالا تأملی کنیم در گپ و گفتی با ده نفر از اهالی سفر که خلاقانه از جست‌وجوها، هدف‌ها و دستاوردهایشان می‌گویند.»

گزیده‌ای از کتاب: «در سال‌های اخیر واژه‌های «سفر» و «دیدار» معنای متفاوتی پیدا کرده‌اند. اگر در گذشته «سعدی» و «ناصرخسرو» در زیارتشان از مقصد به سیر و سلوکی شخصی دست می‌یافتند، امروزه شور و شوقی عجیب که برای دیدار جاذبه‌های تاریخی و طبیعی وجود دارد و نیز انبوه گردشگران در نقاط مختلف دنیا، به تدریج گردشگری را به صنعتی تبدیل کرده است که در آن چراییِ سفر و تجربه شخصی چندان جایی ندارد. این صنعت مجموعه‌ای است عظیم از آژانس‌های مسافرتی، هتل‌ها، رستوران‌ها، خطوط حمل و نقل هوایی و زمینی، راهنمایان گردشگری و کتاب‌های راهنما، نه تنها فرصت پرسه‌زدن و گم‌شدن در پس‌کوچه‌های شهرها را به مسافر نمی‌دهد، بلکه با مفهوم سفر به مثابه یک «کالا» برخورد می‌کند. این کتاب سعی دارد ضمن ایجاد آشنایی خواننده با جنبه‌های مختلف گردشگری امروزه، به سفر هدفی متفاوت بخشد، به گونه‌ای که چراییِ سفر را در ذهن هر خواننده مسافر مطرح کند تا سفر برایش به غیر از خاطرات و تصاویری به یاد ماندنی، دستاوردهای شخصی و یا حتی تأثیرات اجتماعی نیز به همراه داشته باشد.»

کتاب «عصرانه‌های سفر» در انتشارات کتابسرای میردشتی چاپ شده و در اختیار علاقه‌مندان به گردشگری و همچنین ایران‌شناسی قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...