کتاب «قاعده طلایی» [The Golden Rule: Deluxe Edition] به تازگی با ترجمه شهاب‌الدین عباسی برای گروه سنی ب و ج منتشر شده است که می‌تواند کتاب آموزنده‌ای برای همه سنین باشد.

قاعده طلایی» [The Golden Rule: Deluxe Edition]  آیلین کوپر [Ilene Cooper]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، اثر «قاعده طلایی» نوشته آیلین کوپر [Ilene Cooper] و به تصویر‌گری گابی‌سویا تکوفسکا به تازگی از سوی انتشارات نخستین منتشر شده است.

داستان کتاب درباره پسری با پدر‌بزرگش است که جمله‌ای را در تابلوی اعلانات می‌خواند که ذهن پسر کوچولو را مشغول خود می‌کند؛ روی تابلو اعلانات نوشته بود: «با دیگران چنان رفتار کن که دوست داری با تو آن‌گونه رفتار کنند. مردم جهان این عبارت را قاعده طلایی می‌نامند.» در ادامه پسر کوچولو به پدر‌بزرگ می‌گوید که چقدر خوب می‌شد اگر همه‌ی کشور‌ها این قاعده طلایی را رعایت می‌کردند تا دیگر جنگی در دنیا وجود نداشت و هیچ‌کس به دیگری آسیب نمی‌زد.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:
«پدر‌بزرگ پسر را به طرف تابلوی اعلانات دیگری که آن‌طرف پیاده‌رو نصب شده بود، برد و گفت: بعضی‌ها قاعده‌ی طلایی یا زرین را به این صورت هم بیان کرده‌اند.
با دیگران چنان رفتار نکن که دوست نداری با تو آن‌گونه رفتار کنند.
پدر‌بزرگ گفت: قاعده‌ی طلایی، در هر دو صورت، قاعده‌ی بسیار خوبی است.»

چاپ اول این کتاب در 36 صفحه مصور رنگی، شمارگان 1000 نسخه و با قیمت 25 هزار تومان راهی‌ کتا‌ب‌فروشی‌ها شد.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...