دو مجموعه‌داستان جدید ایرانی «از پس پرده‌های مه‌آلود» و «موج‌ها و دریاها» توسط نشر نگاه منتشر و راهی بازار نشر شدند.

موج‌ها و دریاها از پس پرده‌های مه‌آلود

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر،‌ دو مجموعه‌داستان ایرانی «از پس پرده‌های مه‌آلود» نوشته محمدرضا پورجعفری و «موج‌ها و دریاها» نوشته روح‌الله حسینی به‌تازگی توسط انتشارات نگاه منتشر و راهی بازار نشر شده‌اند.

محمدرضا پورجعفری نویسنده و مترجم اهل تالش است که پس از کتاب‌های «ردپای زمستان»، «دهم خرداد»، «ساعت گرگ و میش»، «دیوارها و آن‌سوی دیوارها»، «تورهای خالی»، «زبان موج» و «دیدار با خورشید» اثر جدید خود را با عنوان «از پس پرده‌های مه‌آلود» به چاپ رسانده است.

این‌کتاب با ۱۸۰ صفحه و قیمت ۳۰ هزار تومان منتشر شده است.

«موج‌ها و دریاها» هم مجموعه‌ای از داستان‌های جدید روح‌الله حسینی داستان‌نویس نجف‌آبادی است.

این‌کتاب هم با ۱۲۶ صفحه و قیمت ۱۸ هزار تومان به چاپ رسیده بود که به‌تازگی با نسخه‌های چاپ دوم وارد کتابفروشی‌ها شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...