کتاب «جنبش دانشجویی در آمریکا» به چاپ دوم رسید.

به گزارش کتاب نیوز، کتاب «جنبش دانشجویی در آمریکا؛ رویدادها و قطعاتی از دهه 60» به گردآوری و ترجمه نادر فتوره چی تجدید چاپ شد.

چاپ اول این کتاب در سال 87 با تیراژ 1300 نسخه و  بهای 2000 تومان از سوی انتشارات "رخداد نو" به بازار نشر عرضه شده بود و هم اکنون چاپ دوم آن در سال 91 با بهای 4000 هزار تومان در اختیار علاقه مندان قرار گرفته است.

نادر فتوره چی، پژوهشگر و مترجم این کتاب در باره چاپ دوم آن گفت: «در دو مقاله اغلاط محتوایی کوچکی وجود داشت که در چاپ جدید تمامی آنها بر طرف شده است. نخست در مقاله جری روبین به نام مانیفست هیپیزم که برخی از مترجمان پیشنهاد داده بودند نام مقاله به مانیفست یک هیپی تغییر کند و البته به دلیل عدم تناسب این نام با محتوای مقاله این تغییر رخ نداد و دیگر در سخنرانی ابی هافمن از رهبران هیپی ها که تمامی اغلاط تایپی و محتوایی مرتفع شده است».

چاپ جدید این کتاب در 168 صفحه از سوی انتشارات «رخداد نو»، در قطع جیبی به بهای 4000 تومان  و با شمارگان 1650 نسخه به بازار نشر عرضه شده است.

انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...