روفیا تیرگری | روزنامه اطلاعات


۱۱۹ سال پیش در روز ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ خورشیدی، مظفرالدین شاه قاجار با صدور فرمانی با تشکیل مجلس موافقت کرد. با این فرمان، مجلس شورای ملی پا به عرصه وجود گذاشت. مشروطه‌خواهان به سلطنت مطلقه شاه قاجار که اوضاع نابسامان اقتصادی، هرج و مرج، فساد در دستگاه قدرت و فقر و ناعدالتی را پدید آورده بود اعتراض کردند. این اولین گام‌های گذار به دموکراسی در ایران بود که ساختار قدرت را دستخوش تغییر کرد.

خلاصه کتاب تهران تب آلود حمیدرضا حسینی

مشروطیت برای ایرانیان، تأسیس مجلس اول ملی و تدوین قانون اساسی را به همراه آورد؛ تا حدی که قرار بود اقتدار حکومت را قانون اساسی تعیین کند.

صاحبان کسب و کار، بازاریان و بازرگانان و روشنفکران در طول مبارزات خود با صدور بیانیه‌هایی، مردم را به اعتراض دعوت کردند. زنان نیز در کنار مردان قرار گرفتند و خواهان به رسمیت شناخته شدن مردم ایران شدند تا رعیت به شهروند تبدیل شود. مشروطیت که توفان‌های بسیاری را در مقابل خود دید، به عنوان یکی از مهم‌ترین مقاطع تاریخ ایران به شمار می‌رود. مزمان با سالروز صدور فرمان مشروطیت ایران، هشتصد و هفتادمین شب از سلسله شب‌های بخارا به مدیریت علی دهباشی به معرفی کتاب «تهران تب‌آلود» اختصاص یافت.

«تهران تب آلود»، پژوهشی است از حمیدرضا حسینی درباره مهم‌ترین مکان‌هایی که شاهد رویدادهای سرنوشت‌ساز جنبش مشروطیت در تهران بوده‌اند. این برنامه با حضور علیرضا ملایی توانی، رضا دبیری‌نژاد و... در تاریخ ۱۳ مرداد ماه جاری در خانه هنرمندان برگزار شد.

اهمیت پژوهشی مکان‌های تاریخی
حمیدرضا حسینی
، نویسنده و دانش‌آموخته رشته تاریخ دانشگاه شهید بهشتی درباره علت نگارش کتاب تهران تب آلود و اهمیت مکان‌های تاریخی می‌گوید: مکان‌های تاریخی اعم از بناها و محوطه‌ها گونه‌ای از منابع تاریخی و حامل بخش‌های مهمی از تاریخ هستند که در حوزه مطالعات تاریخی کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند.

تاریخ‌پژوهان ایرانی به طور معمول به استفاده از منابع مکتوب مثل کتاب‌ها، اسناد دیوانی و... تمایل دارند، در حالی که این مکان‌ها اطلاعاتی را در خودشان نگه داشته‌اند که در سایر منابع تاریخی قابل دستیابی نیست. شاید به همین علت باشد که بسیاری از حکومت‌ها در طول تاریخ، مکان‌ها و بناهای مربوط به حکومت‌های پیش ازخودشان را تخریب کردند تا ردپای کارهایی را که حکومت‌های قبلی انجام دادند پاک کنند و راه برای تحریف تاریخ به دلخواه آن‌ها فراهم شود. بنابراین به هیچ روی نباید از اهمیت پژوهشی مکان‌های تاریخی و اطلاعاتی که تقریبا به شکل قطعی در اختیار ما قرار می‌دهند غافل شویم.

افزون آن که مکان‌های تاریخی یادآور هستند، مثلا در همین تهران، میدان بهارستان یادآور انقلاب مشروطه و نهضت ملی شدن صنعت نفت است، یا برج آزادی یادآور جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی و همین‌طور حوادث مربوط به انقلاب اسلامی است. مدرسه دارالفنون، اصلاحات امیرکبیر و فرجام تلخی را که او پیدا کرد یادآوری می‌کند.

دیگر آن که مکان‌های تاریخی، هویت‌بخش هستند؛ خصوصا در کشور ما که هویت ملی از جهات گوناگون تحت تهاجم و تحریف و آسیب قرار دارد. مثلا همین تهران، امروز نه دیگر شهر زیبایی است، نه هوای خوبی دارد، نه آب و برق پایداری دارد و نه از نظر زیرساخت‌ها و سرانه‌ها شرایط یک زندگی باکیفیت شهری را فراهم می‌کند، حتی محیط امنی هم ندارد ولی آن چیزی که باعث می‌شود ما همچنان به تهران تعلق خاطر داشته باشیم، رسوب‌گذاری دوره‌های تاریخی این شهر است، مثل ساختمان مجلس شورای ملی در میدان بهارستان، جایگاه نخستین پارلمان دموکراتیک در خاورمیانه!

مکان‌ رویدادها
این پژوهشگر تاریخ در بخش دیگری از سخنانش می‌گوید: کسانی که در بازار تهران و حوالی مسجد جامع قدم می‌زنند امکان ندارد حدس بزنند که این راسته بازار، قتل‌گاه مشروطه‌خواهان تهرانی بوده و یکی از اتفاقات خیلی تأثیرگذار در انقلاب مشروطه در این بازار روی داده است. یا مثلا در ورودی خانه سیدعبدالله بهبهانی، یکی از دو پیشوای بزرگ مشروطیت، چیزی وجود ندارد که شما متوجه شوید بسیاری از جلسات سری مشروطه‌خواهان در آغاز جنبش در این خانه برگزار می‌شده و نهایتا بهبهانی را در این خانه به قتل رساندند.

حمیدرضا حسینی تأکید می‌کند: در کتاب تهران تب‌آلود، ۳۸ مکان رویداد مرتبط با جنبش مشروطیت معرفی شده است.

یک جنبش پویا
دکتر علیرضا ملایی توانی، تاریخدان و نویسنده کتاب انقلاب مشروطه می‌گوید: انقلاب‌های مدرن در جهان، دو آرمان بزرگ داشتند، آزادی و عدالت. خوشبختانه انقلاب مشروطه ایران هر دو آرمان را تعقیب می‌کرد و به همین دلیل یکی از پویاترین، جدی‌ترین و عمیق‌ترین جنبش‌های بشر معاصر است.

بر همین اساس جنبش مشروطه اگرچه دچار ناکامی تاریخی شد، اما هرگز شکست نخورد و به همین دلیل انقلاب مشروطه یک جنبش در جریان، یک جنبش پویا و یک جبش در حال شدن است.
با این حال، به رغم جایگاهی که این جنبش بزرگ داشته، جامعه آن روز ایران هنوز از ظرفیت‌های لازم برخوردار نبوده تا بتواند این دستاوردها را تاب بیاورد، بپروراند و هضم کند و آن‌ها را در مسیر زندگی اجتماعی و سیاسی خود به کار گیرد.

قدرتمندتر از پارلمان انگلستان
دکتر ملایی در ادامه می‌افزاید: ادوارد براون در کتاب انقلاب ایران می‌نویسد که مشروطه ایران و به ویژه پارلمان ایران، حتی قدرتمندتر از پارلمان انگلستان آن روز بود. خوب ما می‌دانیم که انگلستان، مهد پارلمان است و انگلیسی‌ها هم با افتخار می‌گویند نخستین پارلمان دنیا را ما تأسیس کردیم، افزون آن که بسیاری از سفرا و دیپلمات‌های انگلیسی هم در گزارش‌های خود نوشتند این پارلمان، پا به پای پارلمان بریتانیا دارد کار می‌کند.

متأسفانه پارلمانی با آن قدرت و درخشش در ۱۱۹ سال پیش، امروز به جایی رسیده که ضعیف‌ترین پارلمان ایران را داریم تجربه می‌کنیم. وقتی به عمل اجتماعی، تاریخ و زیست واقعی جامعه ایران بر می‌گردیم می‌بینیم که موانع بزرگی بر سر تحقق آرمان‌های مشروطه وجود داشته است.

عدم تحقق آرمان‌های مشروطه
نویسنده کتاب انقلاب مشروطه درباره عدم تحقق آرمان‌های مشروطه می‌گوید: انقلاب مشروطه، بی‌درنگ و بلافاصله بعد از پیروزی، دستخوش مبارزات خشن و خشونت‌باری ‌شد. درباریان،‌ خودکامگان و مشروعه‌خواهان از یک سو و کارشکنی‌های خارجی از سوی دیگر نهایتا فضایی پدید آورد که مشروطه‌خواهان هیچ فرصتی پیدا نکردند تا آرمان‌های خود را محقق کنند؛ حتی فرصتی نیافتند تا روایت‌های خودشان را درباره انقلاب مشروطه بنویسند.

در دهه ۲۰ خورشیدی، یک فرصت کوتاه ۱۲ ساله پیش آمد.کتاب‌ها و مقالاتی نوشته شد و پژوهش‌هایی هم صورت گرفت. بعد از انقلاب اسلامی هم به استثنای یکی دو سال اول،‌ روایت رسمی جمهوری اسلامی درباره مشروطه، حمایت از جریان مشروعه‌خواهان بود اما در دو سه دهه اخیر مطالعاتی انجام می‌شود.

بنابراین درباره انقلاب مشروطه همچنان ادبیات فقیری داریم. از این جهت کار آقای حسینی، یک کار خلاقانه و نوآورانه به شمار می‌آید و مکان‌هایی که در آن رخدادهایی به نام انقلاب مشروطه پدید آمده، شناسایی و معرفی می‌شود.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...