شبکه تلوزیونی بی‌بی‌سی در گزارش خبری که به تازگی پخش نموده به تحریف تاریخ ایران پرداخته و رودکی - شاعر قرن سوم و چهارم هجری - را شاعری "تاجیک" معرفی کرد.

به گزارش ایسنا به نقل از پرس تی‌وی در گزارش خبری درباره‌ی مجسمه‌ی لنین در تاجیکستان که بر روی وب‌سایت بی‌بی‌سی قرار گرفت، تاریخ ایران به واسطه‌ی اعلام تاجیک بودن رودکی، مورد تحریف قرار گرفت.

در گزارش خبری شبکه‌ی خبری بی‌بی‌سی این‌طور گزارش شده: «کمونیست‌ها قصد دارند در زمانی که پارک محل قرار گرفتن مجسمه‌ی لنین بازسازی می‌شود، مجسمه را به دفتر مرکزی حزب کمونیست‌ منتقل کنند. در این مکان مجسمه‌ای از رودکی - شاعر تاجیک قرن نهم میلادی و بنیان‌گذار ادبیات تاجیک - قرار خواهد گرفت، که معتقدند نماد ایدئولوژیک مناسب‌تری برای شهر محسوب می‌شود.»

پرس تی‌وی در ادامه‌ی گزارش خود آورده است: بی‌بی‌سی می‌داند یا باید بداند که رودکی در حقیقت یک ایرانی است (نه تاجیک) و تعداد زیادی از منابع علمی معتبر از جمله دایرة‌المعارف بریتانیکا، او را پدر مسلم شعر فارسی و اولین شاعر ایرانی که به سرودن شعر فارسی با استفاده از الفبای عربی پرداخت، می‌دانند.

رودکی در سال 859 بعد از میلاد مسیح (ع) در شهر رودک در خراسان ایران به‌دنیا آمد. او یک خواننده و نوازنده‌ی خوش‌ذوق محسوب می‌شد. رودکی شاعر ویژه‌ی نصر دوم - حاکم سلسله‌ی سامانیان در بخارا - به‌شمار می‌رفت، تا این‌که ناگهان، نصر دوم علاقه‌اش را به شعر از دست داد. رودکی در نهایت تنگدستی درگذشت.

در حدود صدهزار بیت به رودکی نسبت داده شده است؛ اما آن‌چه که از او باقی مانده و در حال حاضر در اختیار ماست، کم‌تر از هزار بیت است.

مرد جوانی که همیشه در میان بومیان امریکایی زندگی کرده است... آنچه را می‌اندیشد ساده‌دلانه می‌گوید و آنچه را می‌خواهد انجام می‌دهد... داوری‌هایی به‌اصطلاح «ساده‌لوحانه» ولی آکنده از خردمندی بر زبانش جاری می‌شود... او را غسل تعمید می‌دهند... به مادر تعمیدی خود دل می‌بندد... یک کشیش یسوعی به او چنین تفهیم می‌کند که به هربهایی شده است، ولو به بهای شرافتش، باید او را از زندان رها سازد... پزشکان بر بالین او می‌شتابند و در نتیجه، او زودتر می‌میرد! ...
او کاملا در اختیار توست می‌توانی همه خوابها و خیالهایت را عملی کنی‌... او همان دکتری‌ است که سالها پیش در حکومت‌ دیکتاتوری نظامی، پائولینا را مورد شکنجه و تجاوز قرار داده است... بچه‌هاشان و نوه‌هاشان‌ می‌پرسند که‌ راست‌ است که‌ تو‌ این‌ کار را کرده‌ای و اتهام‌هایی که به‌ تو‌ می‌زنند راست است‌ و آنها مجبور می‌شوند دروغ بگویند... چگونه‌ می‌توان کشوری‌ را‌ التیام بخشید که از سرکوب، آسیب بسیار دیده و ترس از فاش سخن گفتن‌‌ بر‌ همه‌ جای آن سایه افکنده است؟ ...
خانواده‌ای تاجر در شهرکی نیمه‌روستایی نیمه‌صنعتی... ناشنواست و زنش فریبش می‌دهد... کنسروهای مشکوک، مواد غذایی فاسد و به‌خصوص شراب قاچاق می‌فروشد... زنی است بلندبالا و باریک‌اندام، با چشم‌هایی خاکستری، معصوم و رفتاری پر قر و فر... لبخندزنان نگاه می‌کرد، همچون یک مار ماده که در بهار از لای گندم‌زار زردرنگ سر بلند کند تا گذار کارگر راه‌آهنی را از جاده تماشا کند... حال دیگر دوران سلطنت آکسینیا شروع می‌شود ...
کلیسای کاتولیک نگران به‌روزشدن علوم و انحراف مردم از عقاید کلیسا بود... عرب‌ها میانجی انتقال مجدد فرهنگ یونان باستان به اروپا شدند... موفق شد از رودررویی مستقیم با کلیسای کاتولیک بپرهیزد... رویای دکارت یافتن روشی برای تبیین کلیه پدیده‌های طبیعی در چارچوب چند اصل بنیادی بود... ماده ماهیتاً چیزی جز امتداد یا بعد مکانی نیست... شناخت یا معرفت را به درختی تشبیه کرد که ریشه‌هایش متافیزیک هستند، تنه‌اش فیزیک و شاخه‌هایش، علوم دیگر ...
وازهه که ما چرا نباید کتاب بخوانیم اما... مال اون‌وقتاس که مردم بیکار بودن... «لایک» نداره. بیشتر کتابا حتی ازشون «کپشن»م درنمیاد یا اگه درمیاد لایک‌خور نیست... بهداشتی هم نیست. آدم هرورقی که میخواد بزنه، باید انگشت‌شو تفمال کنه... میدونید همون درختا اگه برای کتاب قطع نشن، میتونن چقدر ذغال لیموی خوب بدن و چقدر قلیون دوسیب... کی جواب کله‌های سم‌گرفته ما رو میده؟... ندونی این هفته «فاطما گل» چیکار کرده، تو دورهمی نمیتونی تو بحس شرکت کنی ...