کتاب «تقابل فکری فاطمیان با مخالفان» نوشته راضیه انصاری با نظارت محمدعلی چلونگر توسط نشر میراثبان منتشر و راهی بازار نشر شد.

تقابل فکری فاطمیان با مخالفان» نوشته راضیه انصاری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، انصاری فصل نخست کتاب خود را به مقدمه و کلیات اختصاص داده است. وی با اشاره به اینکه زمان سربرآوردن خلافت فاطمی در مغرب اسلامی، با خلافت عباسی بر جهان اسلام مقارن بود، نوشته است: «ظهور فاطمیان که تنها خود را برای ولایت امری مسلمین برحق می‌دانستند و در تلاش بودند تا به این حق جامه عمل پوشانده و آن را محقق سازند، خلافت عباسی را برای زمین‌گیر کردن این رقیب به تکاپو انداخت».

از منظر این نویسنده هنگامی که فاطمیان مصر را تصرف کردند و به سمت شرق پیشروی نموده و مکه و مدینه را به تابعیت خود درآوردند. ترس از سرایت قدرت آنها به سایر نقاط قلمرو اسلامی باعث شد تا مخالفان فاطمیان به‌ویژه عباسیان از طریق سیاست، فرهنگ و مسائل نظامی به مقابله با فاطمیان بپردازند.

وی در ادامه مقدمه خود با اشاره به اینکه اقدامات ضداسماعیلی عباسیان و حامیانش، موجب به خطر افتادن مشروعیت و مقبولیت فاطمیان در جهان اسلام شده بود، به این نکته می‌پردازد که با این همه فاطمیان همچنان به کارهای تبلیغی خود ادامه می‌دادند و موفق به جذب پیروانی برای خود می‌شدند. این کار با اقدامات نظامی صورت نگرفته بود، بلکه با نفوذ در تفکر و اندیشه‌ها به وقوع می‌پیوست.

انصاری این اثر پژوهشی را این‌گونه توصیف می‌کند که در پی آن است که شیوه‌ها و راهکارهای فرهنگی‌ای را که فاطمیان مصر از طریق آن به مواجهه با دشمنان خارجی خود پرداخته‌اند، تبیین و تحلیل کند؛ شیوه‌هایی که از طریق آن تلاش کردند علاوه بر زدودن ذهنیت‌های منفی از خود در جامعه اسلامی و بی‌اثر کردن تبلیغات سوء مخالفان، با تصویرسازی مثبت و ارائه چهره‌ای موجّه از خود نزد جامعه اسلامی اعتبار کسب کرده و در ادامه به تعمیم و نشر ارزش‌ها و نگرش‌ها و گسترش حاکمیت سیاسی خود نائل آیند.

«تقابل فکری فاطمیان با مخالفان» در پنج فصل نوشته شده است. همان‌گونه که اشاره شد، فصل نخست به مقدمه و کلیات اختصاص یافته است. نویسنده در فصل دوم به معرفی‌ برجسته‌ترین دشمنان خارجی خلافت فاطمی در مصر پرداخته است. عباسیان و هم‌پیمانان آنان یعنی آل‌بویه و سلجوقیان، خلافت امویان اندلس و مهاجمان صلیبی از جمله این دشمنان هستند.

در فصل سوم شیوه‌ها و راهکارهای تبلیغاتی خلافت فاطمی در مواجهه با دشمنان خارجی مورد توجه قرار گرفته است. در این فصل قدرت تبلیغی فاطمیان و سپس هجمه سوء مخالفان خلافت فاطمی تببین شده است.

روش و راهکارهای آموزشی فاطمیان در مواجهه با دشمنان خارجی موضوع مطالب فصل چهارم را تشکیل می‌دهد. شیوه‌های ادبی فاطمیان در مواجهه با دشمنان موضوعی است که نویسنده در فصل پنجم به بررسی آن پرداخته و به دلیل اهمیت و جایگاه این ابزار نویسنده در فصلی مجزّا به آن اهتمام ورزیده است. نمایه‌ها، منابع و مآخذ مطالب پایانی این اثر است.

انتشارات میراثبان، کتاب «تقابل فکری فاطمیان با مخالفان» نوشته راضیه انصاری را در 379 صفحه به بهای 110 هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ................

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...