کتاب «تمرینات روزانه گام و آرپژ برای ویولا» تالیف ستاره بهشتی و بابک کوهستانی توسط نشر نای‌‌ونی منتشر شد.

تمرینات روزانه گام و آرپژ برای ویولا ستاره بهشتی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، این کتاب با توجه به تفاوت‌های ویولن و ویولا سعی در آموزش ساز ویولا برای هنرجویان و علاقه‌مندان این ساز دارد.

شباهت زیاد بین دو ساز ویولن و ویولا اغلب سبب نادیده گرفتن تفاوت‌های بین این دو ساز شده و هویت تکنیکی مستقل ساز ویولا را از نظر دور می‌دارد؛ در نتیجه، بسیاری از کتب، نیاز‌های متفاوت آموزشی هنرجویان ویولا را نادیده گرفته و بدون ملاحظات تکنیکی صرفا به انتقال تمرینات ویولن به کوک ساز ویولا بسنده کرده‌اند. چنین رویکردی معمولا برای هنرجویان ویولا بهینه نیست. این کمبود آموزشی در تمرینات مربوط به «نواختن گام» آشکارتر بوده و عملا دست هنرجویان ویولا از داشتن کتابی جامع و تخصصی خالی مانده است.

نویسنده در ادامه توضیح می‌دهد: از این رو برآن شدیم تا مجموعه تمریناتی طراحی کنیم که علاوه بر نواختن گام، سایر تمرینات پایه‌ای دست چپ، نظیر گرم کردن دست،تمرینات انگشت و تغییر پوزیسیون را در برمی‌گیرد؛ بدین ترتیب نیازمندی هنرجویان ویولا در مقولات یاد شده و سرگردانی ایشان بین کتب متعدد برطرف می‌شود.

هسته اصلی این کتاب، مجموعه «گام نوازی موگیل برای پایه تمرینات گام‌نوازی هریمالی برای ویلن» است و به منظور بسط، گسترش و تکمیل تمرینات دست چپ، از آثار «هانس زیت»، «ماتیو کریک بوم»، «الن رز» و «شنی چی سوزوکی» بهره جسته‌ایم.

هنرجویان و دانشجویان گرامی باید به توضیحات عنوان شده در هر بخش توجه کافی و دقیق داشته باشند و به یاد داشته باشند که راهنمایی یک آموزگار آگاه در برنامه‌ریزی مناسب و صحت انجام تمرینات ضروری است.

کتاب «تمرینات روزانه گام و آرپژ برای ویولا» تالیف ستاره بهشتی و بابک کوهستانی در 72صفحه در قطع رحلی و به قیمت 70هزار تومان توسط نشر نای‌‌ونی منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...