کتاب «مشق نام لیلی» با عنوان دوم «قطعات منتخب خوشنویسی استاد غلامحسین امیرخانی» از سوی انتشارات یساولی منتشر شد. بیش از 70 درصد آثار درج شده در این کتاب، پیشتر در هیچ منبعی منتشر نشده بودند.

به گزارش ایبنا، کتاب «مشق نام لیلی: قطعات منتخب خوشنویسی استاد غلامحسین امیرخانی» منتشر شد. این کتاب منتخب آثار این خوشنویس برجسته معاصر مابین سال‌های 1363 تا 1393 را دربر می‌گیرد.

رضا یساولی، مدیر انتشارات یساولی درباره این کتاب گفت: انتشارات ما از سال 1362 به بعد همه ساله قطعاتی از آثار استاد امیرخانی را خریداری می‌کرد تا اینکه حدود سه سال پیش تصمیم گرفتیم این قطعات را در یک مجلد به چاپ برسانیم. به همین منظور و برای تکمیل کتاب قطعات دیگری را نیز به استاد سفارش دادیم.

وی افزود: حدود 70 درصد آثار منتشر شده در کتاب «مشق نام لیلی» پیشتر در هیچ منبعی منتشر نشده‌اند و مخاطبان برای نخستین بار با این آثار روبه‌رو می‌شوند. تمام مراحل انتشار این کتاب زیر نظر استاد امیرخانی انجام شده است و او با وسواس خاص خود باعث شد تا کتاب با بهترین کیفیت ممکن و بدون هرگونه اشکال در ساختار منتشر شود.

یساولی با اشاره به این نکته که به‌جز برخی آلبوم‌ها و مرقعات‌، «مشق نام لیلی» دومین کتابی است که این انتشارات از آثار غلامحسین امیرخانی منتشر می‌کند، گفت: این کتاب در 6 رنگ و با کیفیتی نفیس ارائه شده است. انتشارات یساولی تمام تلاش خود را به کار برده تا این کتاب به‌جز کارکرد زیباشناسانه، جنبه کاربردی نیز داشته باشد.

مدیر انتشارات یساولی ادامه داد: برای رعایت جنبه کاربردی کتاب، در صفحه مقابل هر قطعه خوشنویسی بخش‌هایی از جزییات خطوط و ظرایف مستتر در آنها به صورت تصویر بزرگ منتشر شدند تا مخاطبان و هنرجویان خوشنویسی بتوانند موارد فنی و زیبایی‌شناسی خط استاد را مکاشفه کنند و به راحتی از آن سرمشق بگیرند. همچنین باید اشاره کنم که هدف ما از انتشار این کتاب، صرف ارائه یک آلبوم از آثار استاد امیرخانی نبوده است، به همین دلیل و با توجه به جنبه کاربردی این اثر، انتشارات یساولی برای تهیه آسان کتاب برای هنرجویان، پایین‌ترین قیمت ممکن را برای کتاب درنظر گرفت.

استاد جواد بختیاری، استاد امیراحمد فلسفی و استاد کرمعلی شیرازی بر این کتاب مقدمه نوشته‌اند و تذهیب این کتاب نیز بر عهده چند تن از استادان برتر این حوزه مانند داریوش جلیلیان، محمد طریقتی، حسین‌علی ماچیانی، رامین مرآتی، نوروزعلی میرزایی و محمد نباتی بوده است.

«مشق نام لیلی: قطعات منتخب خوشنویسی استاد غلامحسین امیرخانی» با شمارگان سه هزار نسخه، 224 صفحه و بهای 180 هزار تومان از سوی انتشارات یساولی روانه کتابفروشی‌ها شده است.

هنر |
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...