هفتمین چاپ «فرهنگ آلمانی - فارسی» فرامرز بهزاد توسط انتشارات خوارزمی با شمارگان ۳۳۰۰ نسخه منتشر شد.

فرهنگ آلمانی - فارسی فرامرز بهزاد

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، انتشارات خوارزمی هفتمین چاپ «فرهنگ آلمانی - فارسی» اثر فرامرز بهزاد را با شمارگان ۳۳۰۰ نسخه، ۱۰۶۰ صفحه و بهای ۱۴۰ هزار تومان منتشر کرد. چاپ ششم این فرهنگ سال ۹۶ با شمارگان ۵۵۰۰ نسخه منتشر شده بود. چاپ نخست این اثر سال ۱۳۸۱ در دسترس مخاطبان قرار گرفت. فرامرز بهزاد این اثر را در مدت ۱۲ سال تدوین کرده است.

مخاطبان در این فرهنگ با بیش از سی‌هزار واژه از متداول‌ترین واژگان زبان آلمانی معاصر و در همین تعداد نیز تعبیرات و اصطلاحات و ترکیبات واژگانی رایج مربوط به همین واژه‌ها، آشنا و مواجه خواهند شد. معانی متفاوت هر مدخل نیز در اکثر موارد به دقت از یکدیگر تفکیک شده است. این تفکیک بر خلاف شیوه فرهنگ‌های موجود تنها از راه شماره گذاری صرف انجام نشده است بلکه کوشش بر این بوده که استفاده کننده از راه اشارات گوناگون به معادل فارسی مورد نظر نزدیک شود.

فرامرز بهزاد، فرهنگ نویس و از سرشناس‌ترین مترجمان آلمانی است. از جمله مهم‌ترین آثاری که با ترجمه او روانه کتابفروشی‌های ایران شده می‌توان به این موارد اشاره کرد: «پزشک دهکده» و «نامه به پدر» هر دو از فرانتس کافکا، «گفت‌وگو با کافکا» اثر گوستاو یانوش، «تفنگ‌های خانم کارار و رویاهای سیمون ماشار»، «صعود ممانعت پذیر آرتور و اوئی»، «شویک در جنگ جهانی دوم»، «تک پرده‌ای‌ها» و «نمایشنامه‌های آموزشی» جملگی از آثار برتولت برشت.

بهزاد همچنین تدوینگر «واژه نامه پایه زبان آلمانی» هست.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...