از داستانی که عمه‌ الیزابت موعظه‌گو، برایش نقل کرده الهام گرفته... نجاری سخت‌کوش است که هتی سورلِ زیبا و خودخواه را دوست دارد... مالک جوان دختر را ترک می‌کند و او با اینکه آدام را دوست ندارد، حاضر می‌شود زن او شود... خانه را ترک می‌کند و بچه را از بین می‌برد... محکوم به اعدام می‌شود... زیبایی جسمانی‌اش طبق اصول اخلاقی «پاک‌دینان» به منزله‌ی دامی است که شیطان نهاده

آدام بید [Adam Bede]. رمانی از جورج الیوت1 (مری آن اونز، 1819-1880)، بانوی نویسنده‌ی انگلیسی که در 1859 منتشر شد. الیوت برای تألیف این اثر از داستانی که عمه‌ی وی الیزابت اونز، موعظه‌گوی مذهبی، برایش نقل کرده الهام گرفته است (الیزابت در کتاب به نام دینا موریس2 ظاهر می‌شود)، داستانی که اعتراف به یک بچه‌کشی را در بردارد.

آدام بید [Adam Bede]. جرج الیوت

آدام بید، نجاری سخت‌کوش و دارای احساسات عالی، هتی سورلِ3 زیبا و خودخواه، برادرزاده‌ی مرد دهقان بانشاطی به نام مارتین پویزر4 را دوست دارد. آدام بید بیهوده می‌کوشد تا هتی را از فریب آرتور دونیثرن5 برحذر دارد. آرتور مالک جوانی است که دختر جوان جاه‌طلب می‌خواهد زنش بشود. آرتور هتی را ترک می‌کند و هتی در بحبوحه‌ی یأسی توأم با خودخواهی، با اینکه آدام بید را دوست ندارد، حاضر می‌شود زن او شود. لیکن قبل از اجرای مراسم زناشویی، می‌فهمد که حامله است. خانه را ترک می‌کند و بچه را از بین می‌برد. اندکی بعد محکوم به اعدام می‌شود، ولی با دخالت آرتور که گرفتار پشیمانی است مجازات هتی تخفیف می‌یابد.

در خلال این احوال، آدام بید موفق می‌شود که دینا موریس را دلباخته‌ی خود کند. برادرش، سِت6 بیهوده می‌کوشد تا دینا را با خود جلب کند. سِت با فداکاری از دینا صرف‌نظر می‌کند. شخصیت پاک و آرام دینا با نفوذ مسالمت‌آمیزش بر تمام اثر مسلط است. قهرمانان کتاب مثل دینا و هتی (که زیبایی جسمانی‌اش طبق اصول اخلاقی «پاک‌دینان» به منزله‌ی دامی است که شیطان نهاده) و زن بانشاط پویزر و ایروین7 کشیش و بارتل ماسی8 مدیر مدرسه‌ی وراج، به‌خوبی ترسیم شده‌اند... تشریح مناظر، به‌خصوص منظره‌ی خانواده‌ی دهقانی خانواده‌ی پویزر، بسیار زیباست.

آدام بید [Adam Bede]. جورج الیوت

رمان یکی از شاهکارهای جورج الیوت به‌شمار می‌رود، با وجود این اندکی با عناصر سوزناک عوام‌پسند و اخلاقی سنگین شده است. قانون تغییرناپذیر مجازات گناهکار و پاداش بی‌گناه که جورج الیوت به آن اعتقادی راسخ داشت بر این اثر حکم‌فرماست و حکایت از نفوذ معتقدات سخت مذهبی‌ای دارد که جورج الیوت در جوانی تحت تأثیر آنها قرار داشت.

سیروس ذکاء .فرهنگ آثار. سروش


1. George Eliot (Mary Ann Evans) 2. Dinah Morris
3. Hetty Sorrel 4. Martin Poyser
5. Arthur Donnithorne 6. Seth 7. Irwine
8. Bartle Massey

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

آنکه زنی را به چشم خواهش می‌نگرد با او مرتکب زنا شده است... شارلوته و ادوارد زندگی عاشقانه‌ای دارند اما پس از ورود اوتیلیه و سروان به قصر، عشقی دیگر در دل آنها سر برمی‌آورد و ادوارد را به‌سوی اوتیلیه و شارلوته را به سوی سروان پیش می‌راند... کودک که در بغل اوست از دستش در آب می‌افتد و غرق می‌شود... من از راه خود بیرون رفته‌ام، قانون‌هایم را زیر پا گذاشته‌ام... و اکنون خدا به نحوی وحشتناک چشمان مرا گشوده است. تصمیم من این است: من هرگز به ادوارد تعلق نخواهم داشت ...
منجی آخرالزمانی هندوها... یک سفیدپوست مسیحی ادعا می‌کند آخرین آواتار ویشنو است؛ خدایی که هیئت جسمانی دارد... مخالفانش، این خدای تجسدیافته را باور ندارند و او را شیادی حرفه‌ای می‌دانند که با باندهای مواد مخدر در ارتباط است... قرار است با شمشیر آخته و کشتاری خونین جهان را از لوث جور و فساد جهانگیر پاک کند... برداشت‌های روان‌پریشانه از اعتقادات متعصبانه توسط فردی خودشیفته که خود را در جایگاه اسطوره‌ای منجی می‌پندارد و به خونسردی فاجعه می‌آفریند ...
خواهر و معشوقه‌اش، دروسیلا می‌میرد و کالیگولا بر اثر مرگ او به پوچی زندگی بشر پی می‌برد... آنچه کالیگولا می‌خواهد این است که به اندازه‌ی سرنوشت بی‌رحم شود تا از خلال بی‌رحمی او انسان‌ها به آن «بی‌رحمی دیگر» پی ببرند ... بزرگ‌زادگان دربار را به صورت عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی درمی‌آورد که ریسمانشان در دست اوست. آنها را وامی‌دارد تا برای نجات زندگی خود همه‌چیز را تسلیم کنند و به همه چیز پشت کنند، یعنی همه‌ی آنچه در واقع علت وجودی زندگی آنهاست ...
پدر ویژگی‌های بارز یک آنیموس منفی (سایه مردانه) را در خود حمل می‌کند... در جوانی، خودکامه و جسور و بی‌توجه بوده و تا به امروز، تحقیرگر: به مادرت صد دفعه گفته‌ بودم از این پسر مرد در نمی‌آد... تلاش ناکام پیرمرد در دست‌درازی به معصومیت پسر موجب استقرار حس گناهی است که یک قدم تا «انزجار از خود» فاصله دارد. و این فاصله با تنبیه پدر و تایید مادر طی و تبدیل به زخمی عمیق می‌شود... او یک زخمی است که می‌تواند زخم بزند ...
کتاب سه بخش دارد و در هر بخش ماجرا از دید یکی از سه مرد خانواده روایت می‌شود... سه راوی سه نگاه ولی یک سوژه: مادر... تصویر موج‌های هم‌مرکز که یکی پس از دیگری به حرکت درمی‌آیند ولی هرگز به یک‌دیگر نمی‌رسند... از خاله آیرین می‌شنویم و از زندگی و رابطه‌اش با شوهر سابقش بوید،‌ از سوفی، خدمتکار خانه که دلبسته کارل است، ‌از کارل آلمانی و داستان‌های پدربزرگش،‌ از عمه کلارا و عمو ویلفرد و جزییات خانه‌شان و علایق‌شان... در فصل اول پسری سرکش و برادرآزار به نظر می‌آید ولی در فصل دوم وجوه تازه‌ای از شخصیت ...