رمان «پشت سر تو» [Behind you] نوشته ژاکلین وودسن [Jacqueline Woodson] با ترجمه سحر توکلی توسط نشر داستان منتشر و راهی بازار نشر شد.

پشت سر تو» [Behind you] نوشته ژاکلین وودسن [Jacqueline Woodson

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، ژاکلین وودسن نویسنده سیاه‌پوست و ۵۸ ساله‌ آمریکایی، سال۲۰۲۰ برنده‌ جایزه هانس کریستین اندرسن شد. او تاکنون بیش از ۲۰ جایزه معتبر ادبی بین‌المللی در زمینه ادبیات کودک و نوجوان و همچنین بزرگسال را در فهرست افتخارات خود ثبت کرده است.

سحر توکلی که پیش از این رمان دیگری از وودسن را با نام «بروکلینی دیگر» ترجمه کرده، معتقد است آثار وودسن همواره پرچمدار موضوعات انتقادی و نکوهشی جامعه امروزی آمریکا هستند و موضوعاتی چون تبعیض نژادی و هویت از ارکان اصلی آثار این‌نویسنده هستند که در «پشت سر تو» به خوبی نمایان هستند.

در این‌رمان، شخصیت اصلی جرمیاه، نوجوان سیاه‌پوستی است که به ضرب گلوله اشتباهی پلیس کشته شده و گواه و راوی عشق و تمام آرزوها و امیدهایی است که خود و اطرافیانش در غم این فقدان به دوش می‌کشند. همه آدم‌ها تجربه‌ لحظه‌ای از زندگی را دارند که ممکن است فقط یک بار اتفاق افتاده باشد ولی تأثیر شگفت آن لحظه تا آخر عمر خواهد بود و وودسن دقیقاً از همان لحظه‌ها می‌نویسد.

«پشت سر تو» لحن ساده و شاعرانه‌ای دارد و درباره دوستی، عشق، خانواده و هویت است.

این کتاب با ۱۰۸ صفحه و قیمت ۴۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...