رمان «پشت سر تو» [Behind you] نوشته ژاکلین وودسن [Jacqueline Woodson] با ترجمه سحر توکلی توسط نشر داستان منتشر و راهی بازار نشر شد.

پشت سر تو» [Behind you] نوشته ژاکلین وودسن [Jacqueline Woodson

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، ژاکلین وودسن نویسنده سیاه‌پوست و ۵۸ ساله‌ آمریکایی، سال۲۰۲۰ برنده‌ جایزه هانس کریستین اندرسن شد. او تاکنون بیش از ۲۰ جایزه معتبر ادبی بین‌المللی در زمینه ادبیات کودک و نوجوان و همچنین بزرگسال را در فهرست افتخارات خود ثبت کرده است.

سحر توکلی که پیش از این رمان دیگری از وودسن را با نام «بروکلینی دیگر» ترجمه کرده، معتقد است آثار وودسن همواره پرچمدار موضوعات انتقادی و نکوهشی جامعه امروزی آمریکا هستند و موضوعاتی چون تبعیض نژادی و هویت از ارکان اصلی آثار این‌نویسنده هستند که در «پشت سر تو» به خوبی نمایان هستند.

در این‌رمان، شخصیت اصلی جرمیاه، نوجوان سیاه‌پوستی است که به ضرب گلوله اشتباهی پلیس کشته شده و گواه و راوی عشق و تمام آرزوها و امیدهایی است که خود و اطرافیانش در غم این فقدان به دوش می‌کشند. همه آدم‌ها تجربه‌ لحظه‌ای از زندگی را دارند که ممکن است فقط یک بار اتفاق افتاده باشد ولی تأثیر شگفت آن لحظه تا آخر عمر خواهد بود و وودسن دقیقاً از همان لحظه‌ها می‌نویسد.

«پشت سر تو» لحن ساده و شاعرانه‌ای دارد و درباره دوستی، عشق، خانواده و هویت است.

این کتاب با ۱۰۸ صفحه و قیمت ۴۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...