رمان «گامبی وزیر» [The Queen's Gambit] نوشته والتر تویس [Walter Tevis] که سریال ساخته شده بر اساس آن بسیار مورد استقبال قرار گرفت، به تازگی با ترجمه نیکی فرخوی و از سوی نشر شما منتشر شده است.



به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، والتر تویس­ شش رمان نوشته که از میان آن‌ها چهار اثر تبدیل به‌ فیلم و سریال شدند. تویس قبل از نوشتن رمان گامبی وزیر رمان دیگری نوشت به‌نام بیلیارد باز، از این رمان فیلمی با بازی پل نیومن ساخته‌شد. فیلمی که همانند سریال «گامبی وزیر» در زمان خودش بسیار مورد علاقه مردم قرارگرفت. همچنین از دو رمان دیگر وی بنام‌های «مردی که به زمین سقوط کرد» و «رنگ پول» نیز اقتباس­هایی سینمایی صورت گرفته است.

داستان رمان گامبی وزیر ماجرای دختری است که با از دست دادن والدینش در کودکی به یک یتیم‌خانه فرستاده می‌شود و آنجا از سرایدار قواعد بازی شطرنج را یاد می‌گیرد و به زودی به سبب نبوغ ذاتی تبدیل به استاد بزرگ شطرنج می‌شود.

والتر تویس نویسنده کتاب خود شطرنج‌بازی قهاری بود و با قواعد این بازی كاملا آشنایی داشت. او نام این کتاب را گامبی وزیر گذاشت چون با خواندن كتاب به ذهن خواننده این فکر تداعی می­‌شود که استاد اعظم آفرینش با حذف، فدا کردن یا قربانی مهره­ای اساسی و مهم (در کتاب، مادر بِت است که داستان با مرگش شروع می­‌شود) همان شیوه‌ حرکت گامبی را اجرا می­‌کند مهره‌­ای را حذف می­کند تا نتیجه مطلوب یا دلخواه که سرنوشت هرانسانی است را به‌وجود آورد.

این کتاب در 473 صفحه و با قیمت 75هزارتومان در 1000نسخه منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

آرزوی توصیف آنچه را در کودکی با برادرم، جنو دیده بودم، داشتم... اشعارم خیلی شاعرانه و سانتی‌مانتال بودند... اصلا از شعرهایم خوشم نمی‌آید... این کتاب خودنگاره‌ترین اثرم بود. هر چیزی که در آن توصیف کرده‌ام واقعا روی داده است... موهای او از حیرت سفید شدند... لغت‌نامه از همه کتاب‌ها مهم‌تر است... او خارجی بود و دولت نمی‌توانست کارخانه‌های افراد خارجی را ملی کند. به همین خاطر کشته شد ...
شرکت در اعتصابات کارگری، میل به گیاه‌خواری، بستری‌شدن در تیمارستان، تمایلات همجنس‌گرایانه و… وجوه اشتراکی است که تشخیص راوی، اف، پیرمرد منحرف و نیز پیرمردی که سردسته‌ تروریست‌ها خوانده می‌شود را از یکدیگر برای مخاطب با دشواری همراه می‌کند... تصمیم او مبنی بر تطهیر روح خود از طریق خودآزاری جسمی بهانه‌ای می‌شود تا راوی با تعابیر طنزآمیزی چون محراب‌های فسقلی پلاستیکی، صلیب‌های تزیینی، قدیسه تقلبی و زلم‌زیمبوهای مذهبی به تمسخر کلیسا و اربابان آن بپردازد ...
می‌خواستم از بازی سرنوشت بنویسم. از اینکه چطور فردی که خود را در آستانه مرگ می‌بیند و آماده پذیرش آن است، ناگهان... با مرگ مرتضی و به اسارت درآمدن زلیخا... با به دنیا آمدن «یوسف» بار دیگر زلیخا به زندگی برمی‌گردد... تصور معمول ما همیشه این بوده که آنچه در دوره‌های مختلف تاریخی ایران از سر گذرانده‌ایم تنها مختص به تاریخ ما و ایران زمین بوده است ...
فرزندان هیزم‌شکنی فقیر، به نام تیل‌تیل و میتیل... در شب عید نوئل چراغانی کاخ همسایه را بی‌رشک و حسد تماشا کنند... کافی است دانه‌ی الماس را به آهستگی بچرخانند تا روح اشیا و جانوران را که از چشم افراد گیج پنهان می‌مانند، ببینند... به درون «کاخ شب» راه می‌یابند... نخستین منزل «سرزمین خاطرات» است... در «قلمرو آینده» با کودکانی که در آینده باید زاده شوند، آشنا می‌گردند... ...
محض سرگرمی طاووس پرورش می‌دهد... زوج جوانی که به تازگی فرزند نوزاد خود را از دست داده اند... به مجرد کوچکترین بحث و جدلی یکدیگر را متهم می‌کنند: تو خودی نیستی... پس از مرگ شوهر همه شیرهای آب خانه را باز می‌کند... به درمانگاه سقط جنین مراجعه می‌کنند تا بچه را سقط کنند... رابطه خوبی با پدر مجسمه‌سازش ندارد... همه‌ یتیم‌ها را جز دوقلوهایی که در جنگ کشته می‌شوند، سر و سامان می‌دهد ...